کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| برجستگی کلمه کلیدی Keyword Prominence | برجستگی کلمه کلیدی Keyword Prominence: استفاده از کلمه کلیدی درج شده در ابتدای یک صفحه، زمانی که یک کلمه کلیدی به درستی در یک صفحه وب قرار گیرد تا بر رتبه بندی یک عبارت جستجو تأثیر بگذارد.
کلیک ها - 599 Synonyms -
برجستگی کلمه کلیدی,Keyword Prominence |
| برد یا محدوده Range | برد یا محدوده: دو یا چند سلول روی یک صفحه. سلول های یک محدوده می توانند مجاور یا غیر مجاور باشند.
کلیک ها - 212 Synonyms -
برد یا محدوده,Range |
| برد یا محدوده ثبت شده در نقشه Mapped range | برد یا محدوده ثبت شده در نقشه: محدوده ای در لیست XML که به یک عنصر در نقشه XML پیوند داده شده است.
کلیک ها - 343 Synonyms -
برد یا محدوده ثبت شده در نقشه,Mapped range |
| برد یا محدوده داده های خارجی External data range | برد یا محدوده داده های خارجی: گستره ای از داده هایی که در یک کاربرگ آورده می شوند اما خارج از اکسل منشاء می گیرند، مانند یک پایگاه داده یا فایل متنی. در اکسل، میتوانید دادهها را قالببندی کنید یا از آنها در محاسبات مانند سایر دادهها استفاده کنید.
کلیک ها - 266 Synonyms -
برد یا محدوده داده های خارجی,External data range |
| برداشت در حین خدمت In-Service Withdrawal | برداشت در حین خدمت به حالتی گفته میشود که یک کارمند، بدون ترک محل کار یا قطع همکاری با شرکت، از یک طرح بازنشستگی واجد شرایط که توسط کارفرما ارائه شده است (مانند حساب 401(k) در آمریکا) مبلغی را برداشت میکند.
کلیک ها - 41 Synonyms -
برداشت در حین خدمت,In-Service Withdrawal |
| برداشت در شرایط سختی Hardship Withdrawal | برداشت در شرایط سختی به معنای برداشت اضطراری از حساب بازنشستگی مانند IRA یا 401(k) است که در پاسخ به «نیاز مالی فوری و شدید» انجام میشود؛ تعریفی که توسط سازمان مالیات ایالات متحده (IRS) ارائه شده است.
کلیک ها - 74 Synonyms -
برداشت در شرایط سختی,Hardship Withdrawal |
| بردکرامب Breadcrumb | بردکرامب Breadcrumb (خرده نان) : یک عنصر یا لینک های مسیریابی که به کاربران کمک می کند به راحتی بفهمند که در کجای یک وب سایت قرار دارند و به سرعت بخش مورد نظر خود را شناسایی کنند.
کلیک ها - 272 Synonyms -
خرده نان,بردکرامب,Breadcrumb |