کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| کاپا Kappa | کاپا (Kappa) معیاری است در تحلیل اختیار معامله (Options) که نشان میدهد قیمت یک قرارداد آپشن چقدر نسبت به تغییرات نوسانپذیری دارایی پایه حساس است.
کلیک ها - 65 Synonyms -
کاپا,Kappa |
| کاپیتولاسیون Capitulation | کاپیتولاسیون در امور مالی، افزایش چشمگیر فشار فروش در بازار یا اوراق بهادار در حال کاهش را توصیف می کند که نشان دهنده تسلیم گسترده سرمایه گذاران است. کاهش چشمگیر در نتیجه قیمتهای بازار میتواند پایان کاهش را نشان دهد، زیرا بعید است کسانی که در طول هراس فروش نداشتهاند به زودی این کار را انجام دهند.
کلیک ها - 168 Synonyms -
کاپیتولاسیون,Capitulation |
| کاتالوگ کمک های داخلی فدرال Catalog of Federal Domestic Assistance | کاتالوگ کمک های داخلی فدرال (CFDA) یک پایگاه داده از برنامه های مختلف کمک های فدرال در ایالات متحده بود که فهرست کاملی از برنامه های موجود برای شرکت ها، سازمان های دولتی، مناطق ایالات متحده و شهروندان را ارائه می کرد.
کلیک ها - 523 Synonyms -
کاتالوگ کمک های داخلی فدرال,Catalog of Federal Domestic Assistance,CFDA |
| کارآفرین Entrepreneur | کارآفرین فردی است که یک کسب و کار جدید ایجاد میکند، بیشترین ریسکها را متحمل میشود و از بیشترین پاداشها بهرهمند میشود. فرآیند راهاندازی یک کسب و کار به عنوان کارآفرینی شناخته میشود.
کلیک ها - 284 Synonyms -
کارآفرین,Entrepreneur |
| کارآفرین اجتماعی (Social Entrepreneur) | کارآفرین اجتماعی (Social Entrepreneur) فردی است که با استفاده از نوآوری و ایدههای خلاقانه، به حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی یا محیطزیستی میپردازد و هدف اصلی او ایجاد تأثیر مثبت در جامعه است، نه صرفاً کسب سود مالی.
کلیک ها - 9 Synonyms -
کارآفرین اجتماعی,Social Entrepreneur |
| کارآفرین درونسازمانی Intrapreneur | Intrapreneur (کارآفرین درونسازمانی) به کارمندی گفته میشود که وظیفه دارد در داخل یک شرکت ایدهها، پروژهها یا نوآوریهای جدید توسعه دهد. این اصطلاح را گیفورد پینچوت سوم (Gifford Pinchot III) و الیزابت پینچوت ابداع کردند.
کلیک ها - 112 Synonyms -
کارآفرین درونسازمانی,Intrapreneur |
| کارایی Efficiency | اصطلاح کارایی به بالاترین سطح عملکرد با استفاده از کمترین میزان ورودی برای دستیابی به بیشترین میزان خروجی اشاره دارد. کارایی مستلزم کاهش تعداد منابع غیرضروری مورد استفاده برای تولید یک خروجی مشخص، از جمله زمان و انرژی شخصی است.
کلیک ها - 338 Synonyms -
کارایی,Efficiency |