کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| انحراف معیار باقیمانده (Residual Standard Deviation) | انحراف معیار باقیمانده یا Residual Standard Deviation معیاری در آمار است که نشان میدهد دادههای واقعی تا چه حد از خط رگرسیون (مدل پیشبینی) فاصله دارند. به زبان ساده، این شاخص به ما میگوید:
کلیک ها - 11 Synonyms -
انحراف معیار باقیمانده,Residual Standard Deviation |
| انحصار Monopoly | انحصار (Monopoly) ساختار بازاری است که در آن تنها یک فروشنده یا شرکت غالب در یک صنعت فعالیت میکند و کنترل کامل بازار را در دست دارد. در چنین ساختاری، رقابت تقریباً وجود ندارد و مصرفکنندگان گزینه جایگزینی برای محصول یا خدمت ندارند.
کلیک ها - 33 Synonyms -
انحصار,Monopoly |
| انحصار طبیعی Natural Monopoly | انحصار طبیعی (Natural Monopoly) زمانی شکل میگیرد که یک شرکت بتواند تمام بازار را با هزینهای بسیار کمتر نسبت به هر رقیب بالقوهای پوشش دهد.
کلیک ها - 68 Synonyms -
انحصار طبیعی,Natural Monopoly |
| انحصار قانونی Legal Monopoly | انحصار قانونی به کسبوکاری گفته میشود که با مجوز و حمایت دولت بهصورت انحصاری یک کالا یا خدمت خاص را ارائه میکند و در نتیجه رقیبی در بازار ندارد.
کلیک ها - 63 Synonyms -
انحصار قانونی,Legal Monopoly |
| انحصار چندجانبه Oligopoly | انحصار چندجانبه (Oligopoly) نوعی ساختار بازار است که در آن تعداد کمی شرکت بزرگ بخش عمدهای از بازار را در اختیار دارند. در این نوع بازار، هیچ شرکتی بهتنهایی سلطه کامل ندارد، اما هر شرکت آنقدر بزرگ است که تصمیماتش بر کل بازار اثر مستقیم میگذارد.
کلیک ها - 34 Synonyms -
انحصار چندجانبه,Oligopoly |
| انحصارگر Monopolist | انحصارگر (Monopolist) فرد، گروه یا شرکتی است که کل بازار یک کالا یا خدمت را در اختیار دارد و هیچ رقیبی برای او وجود ندارد. در چنین شرایطی، مصرفکنندگان هیچ جایگزینی برای محصول ندارند؛ بنابراین انحصارگر میتواند قیمتها را بالا نگه دارد و بدون نگرانی از رقابت، سود بیشتری کسب کند.
کلیک ها - 40 Synonyms -
انحصارگر,Monopolist |
| انحلال Liquidation | انحلال در امور مالی و اقتصادی به فرآیندی گفته میشود که طی آن یک کسبوکار به پایان میرسد و داراییهای باقیماندهٔ آن میان طلبکاران و در مرحلهٔ آخر میان سهامداران توزیع میشود.
کلیک ها - 51 Synonyms -
انحلال,Liquidation |