کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مانع غیرتعرفهای Nontariff Barrier | مانع غیرتعرفهای به محدودیتهای تجاری گفته میشود که بدون اعمال تعرفه یا مالیات گمرکی بر واردات یا صادرات اعمال میشوند. در این روش، کشورها بهجای افزایش قیمت کالا از طریق تعرفه، از ابزارهای اداری، حقوقی یا سیاسی برای کنترل جریان تجارت استفاده میکنند.
کلیک ها - 113 Synonyms -
مانع غیرتعرفهای,Nontariff Barrier |
| مستأجران مشترک در مالکیت مشاع Joint Tenants in Common | «Joint Tenants in Common (JTIC)» یک ساختار حقوقی مالکیت است که در آن دو یا چند نفر مالک یک دارایی—مثل ملک یا سرمایهگذاری—هستند، اما بدون حق بقا (Right of Survivorship). یعنی با فوت یک مالک، سهم او بهطور خودکار به سایر مالکان منتقل نمیشود؛ بلکه طبق وصیتنامه یا قوانین ارث به وارثان او میرسد.
کلیک ها - 96 Synonyms -
مستأجران مشترک در مالکیت مشاع,Joint Tenants in Common,JTIC |
| مفاد ضد رقیق شدن Anti-Dilution Provision | مفاد ضد رقیق شدن، بندهایی هستند که در سهام ممتاز قابل تبدیل و برخی گزینهها برای کمک به محافظت از سرمایهگذاران در برابر سرمایهگذاری که احتمالاً ارزششان را از دست میدهند، ساخته شدهاند.
کلیک ها - 288 Synonyms -
مفاد ضد رقیق شدن,Anti-Dilution Provision |
| مف provisions عمومی | مف provisions عمومی (General Provisions) اقلامی در ترازنامه هستند که نشاندهنده مبالغی هستند که شرکت برای پوشش زیانهای احتمالی آینده کنار میگذارد. این مبالغ به عنوان دارایی ثبت میشوند، اما هدف اصلی آنها جبران خساراتی است که ممکن است در آینده رخ دهد.
کلیک ها - 190 Synonyms -
مف provisions عمومی, General Provisions |
| میدان نفتی Oil Field | میدان نفتی (Oil Field) به منطقهای مشخص از خشکی یا دریا گفته میشود که در زیر آن نفت خام و گاز طبیعی وجود دارد و از طریق عملیات فنی و مهندسی از لایههای زیرسطحی زمین استخراج میشود. میدانهای نفتی یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی جهان هستند و نقش کلیدی در اقتصاد، سیاست و صنعت ایفا میکنند.
کلیک ها - 82 Synonyms -
میدان نفتی,Oil Field |
| موراتوریوم Moratorium | موراتوریوم (Moratorium) به معنای تعلیق موقت یک فعالیت، قانون یا الزام است که معمولاً در زمان مشکلات مالی، قانونی یا شرایط بحرانی اعمال میشود. هدف یک موراتوریوم ایجاد زمان اضافی برای حلوفصل مشکلات و جلوگیری از تشدید بحران است.
کلیک ها - 190 Synonyms -
موراتوریوم,Moratorium |
| مبادله همنوع Like-Kind Exchange | مبادله همنوع نوعی روش مالیاتی است که به یک سرمایهگذار اجازه میدهد یک دارایی را بفروشد و دارایی مشابه دیگری بخرد، بدون اینکه همان لحظه مالیات بر سود سرمایه (Capital Gains Tax) پرداخت کند. به جای پرداخت فوری مالیات، مالیات به آینده موکول میشود.
کلیک ها - 110 Synonyms -
مبادله همنوع,Like-Kind Exchange |