Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
بیکاری (Unemployment)

بیکاری یا Unemployment به وضعیتی گفته می‌شود که فرد توانایی و تمایل به کار کردن دارد، به‌طور فعال به دنبال شغل می‌گردد، اما نمی‌تواند فرصت شغلی مناسبی پیدا کند. بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی محسوب می‌شود و اقتصاددانان از آن برای ارزیابی سلامت و عملکرد اقتصاد یک کشور استفاده می‌کنند.

کلیک ها - 16
Synonyms - بیکاری,Unemployment
بیکاری اصطکاکی Frictional Unemployment

بیکاری اصطکاکی نوعی بیکاری داوطلبانه و موقت است که هنگام جابجایی کارگران بین مشاغل یا ورود و خروج از نیروی کار مشاهده می‌شود.

کلیک ها - 116
Synonyms - بیکاری اصطکاکی,Frictional Unemployment
بیکاری پنهان Disguised Unemployment

بیکاری پنهان زمانی وجود دارد که بخشی از نیروی کار یا بدون کار مانده یا به شیوه ای اضافی کار می کند به طوری که بهره وری کارگر اساساً صفر است. این بیکاری است که بر تولید کل تأثیر نمی گذارد. یک اقتصاد بیکاری پنهان را زمانی نشان می دهد که بهره وری پایین است و تعداد زیادی از کارگران مشاغل بسیار کمی را پر می کنند.

کلیک ها - 174
Synonyms - بیکاری پنهان,Disguised Unemployment
بیکاری چرخه ای Cyclical Unemployment

بیکاری چرخه ای جزء بیکاری کلی است که مستقیماً از چرخه های رشد و رکود اقتصادی ناشی می شود. بیکاری معمولا در دوران رکود افزایش می یابد و در طول توسعه اقتصادی کاهش می یابد. تعدیل بیکاری ادواری در دوران رکود، انگیزه اصلی مطالعه اقتصاد و هدف ابزارهای مختلف سیاستی است که دولت ها برای تحریک اقتصاد به کار می برند.

کلیک ها - 289
Synonyms - بیکاری چرخه ای,Cyclical Unemployment,بیکاری ادواری
بیکاری ساختاری (Structural Unemployment)

«بیکاری ساختاری» یا Structural Unemployment نوعی از بیکاری بلندمدت است که به دلیل تغییرات اساسی در ساختار اقتصاد به وجود می‌آید. در این حالت، فرصت‌های شغلی وجود دارند، اما مهارت‌ها، مکان یا توانایی‌های افراد با نیازهای بازار کار همخوانی ندارد.

کلیک ها - 33
Synonyms - بیکاری ساختاری,Structural Unemployment
بیگانه غیرمقیم Nonresident Alien

بیگانه غیرمقیم به فردی غیرشهروند آمریکا گفته می‌شود که از نظر اداره مالیات آمریکا (IRS) نه آزمون گرین‌کارت را گذرانده و نه آزمون حضور اساسی (Substantial Presence Test) را کسب کرده است. این دسته از افراد از نگاه مالیاتی، ساکن آمریکا محسوب نمی‌شوند، حتی اگر به‌طور موقت در این کشور حضور داشته باشند.

کلیک ها - 38
Synonyms - بیگانه غیرمقیم,Nonresident Alien
بیماری هلندی Dutch Disease

بیماری هلندی یک اصطلاح اقتصادی است که برای توصیف پیامدهای منفی ناشی از افزایش ناگهانی ارزش پول یک کشور به کار می‌رود. این امر در درجه اول با کشف یا بهره‌برداری جدید از یک منبع طبیعی ارزشمند و پیامدهای غیرمنتظره‌ای که چنین کشفی می‌تواند بر اقتصاد کلی یک ملت داشته باشد، مرتبط است.

کلیک ها - 253
Synonyms - بیماری هلندی,Dutch Disease