کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدیر ارتباط (Relationship Manager) | مدیر ارتباط (Relationship Manager) فردی در سازمان است که مسئول ایجاد، تقویت و حفظ روابط قوی بین شرکت و مشتریان یا شرکای تجاری است. این نقش ترکیبی از مهارتهای ارتباطی، تحلیلی و درک بازار است تا بتواند نیازهای مشتریان را شناسایی کرده و به رشد کسبوکار کمک کند.
کلیک ها - 23 Synonyms -
مدیر ارتباط,Relationship Manager |
| مدیر ارشد اجرایی Chief Executive Officer | مدیر ارشد اجرایی (CEO) بالاترین رتبه اجرایی در یک شرکت است. مسئولیت های اصلی یک مدیر عامل شامل تصمیم گیری های اصلی شرکت، هدایت نیروی کار و منابع یک شرکت به سمت اهداف استراتژیک و عمل به عنوان نقطه اصلی ارتباط بین هیئت مدیره و عملیات شرکت است. مدیر اجرایی در بسیاری از موارد به عنوان چهره عمومی شرکت عمل می کند.
کلیک ها - 544 Synonyms -
مدیر ارشد اجرایی,Chief Executive Officer,CEO |
| مدیر ارشد فناوری Chief Technology Officer | مدیر ارشد فناوری (CTO) مسئول اجرایی نیازهای فناورانه سازمان و همچنین تحقیق و توسعه آن (R&D) است. این فرد که به عنوان یک مدیر ارشد فنی نیز شناخته می شود، نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت یک سازمان را بررسی می کند و از سرمایه برای انجام سرمایه گذاری های طراحی شده برای کمک به سازمان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند.
کلیک ها - 376 Synonyms -
مدیر ارشد فناوری,Chief Technology Officer,CTO |
| مدیر ارشد مالی Chief Financial Officer | اصطلاح مدیر ارشد مالی (CFO) به یک مدیر اجرایی ارشد اطلاق می شود که مسئولیت مدیریت اقدامات مالی یک شرکت را بر عهده دارد. وظایف مدیر مالی شامل ردیابی جریان نقدی و برنامه ریزی مالی و همچنین تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف مالی شرکت و پیشنهاد اقدامات اصلاحی است.
کلیک ها - 267 Synonyms -
مدیر ارشد مالی,Chief Financial Officer,cfo |
| مدیر پروژه Project Manager | مدیر پروژه: عضو تیم توسعه که بر پروژه نظارت دارد.
کلیک ها - 519 Synonyms -
مدیر پروژه,Project Manager |
| مدیر پول Money Manager | مدیر پول (Money Manager) فرد یا شرکت مالیای است که مسئولیت مدیریت سبد سرمایهگذاری (پرتفوی) افراد یا نهادهای بزرگ را بر عهده دارد. این مدیران با استفاده از تخصصهای مختلف—از تحقیق در مورد فرصتهای سرمایهگذاری، انتخاب داراییها، تحلیل بازار، نظارت بر عملکرد سرمایه تا تصمیمگیری درباره زمان خرید و فروش—به مشتریان کمک میکنند ارزش سرمایه خود را افزایش دهند.
کلیک ها - 32 Synonyms -
مدیر پول,Money Manager |
| مدیر حرفهای دارایی واجد شرایط QPAM | مدیر حرفهای دارایی واجد شرایط یا QPAM به یک مشاور سرمایهگذاری ثبتشده (Registered Investment Adviser - RIA) گفته میشود که بهصورت تخصصی مدیریت داراییهای سازمانها، بهویژه طرحهای بازنشستگی مانند صندوقهای بازنشستگی را بر عهده دارد.
کلیک ها - 39 Synonyms -
مدیر حرفهای دارایی واجد شرایط,QPAM,Qualified Professional Asset Manager |