کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| منحنی هابرت Hubbert Curve | منحنی هابرت یک مدل پیشبینی است که برای تخمین نرخ تولید یک منبع محدود در طول زمان استفاده میشود. وقتی این دادهها روی نمودار رسم میشوند، شکل آن شبیه یک منحنی زنگولهای متقارن است.
کلیک ها - 166 Synonyms -
منحنی هابرت,Hubbert Curve |
| مدیریت موجودی کالا Inventory Management | مدیریت موجودی کالا به فرآیند سفارشدهی، ذخیرهسازی، استفاده و فروش موجودی شرکت گفته میشود. این موجودی میتواند شامل مواد اولیه، قطعات، و محصولات نهایی باشد و همچنین شامل نحوه انبارش و پردازش این اقلام نیز میشود.
کلیک ها - 102 Synonyms -
مدیریت موجودی کالا,Inventory Management |
| مقررات یکنواخت بیمهنامه (Uniform Policy Provisions) در بیمه درمانی | مقررات یکنواخت بیمهنامه (Uniform Policy Provisions) مجموعهای از بندها و شروط استاندارد در بیمههای درمانی و بیمههای حوادث هستند که با هدف ایجاد شفافیت، حمایت از حقوق بیمهگذاران و یکسانسازی قراردادهای بیمه تدوین شدهاند. این مقررات شامل دو دسته اصلی یعنی بندهای اجباری (Mandatory Provisions) و بندهای اختیاری (Optional Provisions) هستند.
کلیک ها - 67 Synonyms -
مقررات یکنواخت بیمهنامه در بیمه درمانی,Uniform Policy Provisions |
| متعادلسازی سبد سرمایهگذاری (Rebalancing) | متعادلسازی سبد سرمایهگذاری (Rebalancing) فرآیندی است که طی آن ترکیب داراییها در یک سبد سرمایهگذاری بهگونهای تنظیم میشود که با اهداف مالی و میزان ریسکپذیری سرمایهگذار هماهنگ باقی بماند.
کلیک ها - 89 Synonyms -
متعادلسازی سبد سرمایهگذاری,Rebalancing |
| مدل چندعاملی Multi‑Factor Model | مدل چندعاملی روشی در مالی و اقتصاد است که برای تحلیل قیمت داراییها، رفتار بازار و بازده پرتفوی از چندین عامل مختلف استفاده میکند. این مدل برخلاف مدلهای تکعاملی (مثل CAPM) تنها به یک عامل ریسک تکیه ندارد، بلکه مجموعهای از عوامل مؤثر را در کنار هم بررسی میکند تا تصویری واقعبینانهتر از ریسک و بازده ارائه دهد.
کلیک ها - 103 Synonyms -
مدل چندعاملی,Multi‑Factor Model |
| منحنی فیلیپس Phillips Curve | منحنی فیلیپس یک نظریه اقتصادی است که نشان میدهد بین تورم و بیکاری رابطهای معکوس وجود دارد. به این معنا که وقتی اقتصاد رشد میکند و تورم افزایش مییابد، معمولاً نرخ بیکاری کاهش پیدا میکند. این مفهوم توسط اقتصاددان بریتانیایی «ویلیام فیلیپس» مطرح شد و در ابتدا نقش مهمی در سیاستهای پولی و اقتصادی داشت.
کلیک ها - 88 Synonyms -
منحنی فیلیپس,Phillips Curve |
| مبنای بازده (Yield Basis) | مبنای بازده (Yield Basis) روشی برای بیان قیمت یک اوراق بهادار با درآمد ثابت (Fixed-Income Security) به شکل درصد بازده به جای ارزش دلاری آن است. این روش به سرمایهگذاران کمک میکند اوراق قرضه با ویژگیهای متفاوت را راحتتر با یکدیگر مقایسه کنند.
کلیک ها - 39 Synonyms -
مبنای بازده,Yield Basis |