Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
قابل بازگشت بودن سرمایه (Repatriable)

اصطلاح Repatriable (قابل بازگشت) به این معناست که دارایی‌های مالی، به‌ویژه دارایی‌های نقدی، می‌توانند از یک کشور خارجی به کشور اصلی سرمایه‌گذار منتقل (بازگردانده) شوند.

کلیک ها - 15
Synonyms - قابل بازگشت بودن سرمایه,Repatriable
قابل مذاکره Negotiable

واژه Negotiable در دنیای کسب‌وکار دو معنای کاملاً متفاوت دارد:

  1. قابل مذاکره بودن قیمت
    یعنی قیمت قابل بحث و تغییر است.
    وقتی می‌گوییم یک قیمت negotiable است، یعنی:
  • فروشنده می‌تواند آن را کاهش یا تغییر دهد
  • خریدار می‌تواند پیشنهاد بدهد
  • قیمت نهایی با توافق دو طرف تعیین می‌شود
کلیک ها - 37
Synonyms - قابل مذاکره,Negotiable,قابل انتقال
قابلیت استفاده Usability

قابلیت استفاده Usability: بدین معنی که کاربر چقدر راحت و آسان از وب سایت شما استفاده کند. طراحی سایت، سازگاری مرورگر، بهبود ناتوانی ها و عوامل دیگر، همگی در بهبود قابلیت استفاده و در دسترس قرار دادن سایت شما برای هر چه بیشتر افراد نقش دارند.

کلیک ها - 264
Synonyms - Usability,قابلیت استفاده
قابلیت ایندکس Indexability

قابلیت ایندکس Indexability: یک ربات موتور جستجو به راحتی می تواند یک صفحه وب را به ایندکس خود تشخیص دهد و بفهمد و اضافه کند.

کلیک ها - 570
Synonyms - Indexability,قابلیت ایندکس
قابلیت تعویض پذیری Fungibility

قابلیت تعویض‌پذیری به ویژگی دارایی‌هایی اشاره دارد که می‌توان آن‌ها را به‌راحتی با واحدهای مشابه دیگر جایگزین کرد، بدون اینکه ارزش یا عملکرد آن‌ها تغییر کند. این ویژگی باعث می‌شود مبادله و تجارت ساده‌تر شود.

کلیک ها - 237
Synonyms - قابلیت تعویض پذیری,Fungibility
قابلیت یافتن Findability

قابلیت یافتن Findability: راه حلی که در آن باید فهمید که چگونه میشود راحت و ساده محتوای یک وب سایت را هم به صورت داخلی (توسط کاربران) و هم به صورت خارجی (توسط موتورهای جستجو) کشف کرد.

کلیک ها - 635
Synonyms - Findability,قابلیت یافتن
قاعده K-درصد K-Percent Rule
قاعده K-درصد که توسط اقتصاددان مشهور میلتون فریدمن پیشنهاد شد، بیان می‌کند که بانک مرکزی باید عرضه پول را هر سال با یک نرخ ثابت و مشخص افزایش دهد.
کلیک ها - 53
Synonyms - قاعده K-درصد,K-Percent Rule