Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
بدهکار Debtor

بدهکار شرکت یا فردی است که داری بدهی است. بدهکار زمانی که بدهی به صورت وام از یک مؤسسه مالی باشد وام گیرنده و اگر بدهی به شکل اوراق بهاداری مانند اوراق قرضه باشد به عنوان ناشر نامیده می شود.

کلیک ها - 299
Synonyms - بدهکار,Debtor
بدهی Debit

بدهی یک ورودی حسابداری است که منجر به افزایش دارایی ها یا کاهش بدهی ها در ترازنامه شرکت می شود. در حسابداری بنیادی، بدهی ها با اعتبارات متعادل می شوند که دقیقاً در جهت مخالف عمل می کنند.

کلیک ها - 289
Synonyms - بدهی,Debit
بدهی Liability

بدهی یا Liability به هر نوع تعهد مالی گفته می‌شود که فرد یا شرکت به دیگران بدهکار است—معمولاً به صورت مبلغ پول.
بدهی‌ها باید در آینده و طی زمان با انتقال منافع اقتصادی تسویه شوند، شامل:

  • پرداخت پول
  • تحویل کالا
  • ارائه خدمات
کلیک ها - 28
Synonyms - بدهی,Liability
بدهی احتمالی Contingent Liability

بدهی احتمالی بدهی است که ممکن است بسته به نتیجه یک رویداد نامشخص آینده رخ دهد. بدهی های احتمالی در صورتی ثبت می شوند که احتمال وقوع احتمالی محتمل باشد و بتوان مبلغ بدهی را به طور منطقی تخمین زد.

کلیک ها - 172
Synonyms - بدهی احتمالی,Contingent Liability
بدهی اقساطی Installment Debt

بدهی اقساطی نوعی وام است که توسط وام‌گیرنده در قالب پرداخت‌های منظم بازپرداخت می‌شود. این پرداخت‌ها معمولاً ماهانه و به‌صورت مساوی هستند و شامل:

  • بهره (Interest)
  • بخشی از اصل وام (Principal)
کلیک ها - 66
Synonyms - بدهی اقساطی,Installment Debt
بدهی بد Bad Debt

بدهی بد مقداری پول است که در صورت عدم پرداخت وام، طلبکار باید آن را بنویسد. اگر طلبکار بدهی بدی در دفاتر داشته باشد، غیرقابل وصول می شود و به عنوان تسویه حساب ثبت می شود.

کلیک ها - 137
Synonyms - بدهی بد,Bad Debt
بدهی بلندمدت Long-Term Debt

بدهی بلندمدت نوعی بدهی است که سررسید آن بیش از یک سال طول می‌کشد. این بدهی‌ها معمولاً برای تأمین مالی پروژه‌های بزرگ، خرید تجهیزات، توسعه زیرساخت‌ها یا تأمین سرمایه مورد نیاز شرکت‌ها استفاده می‌شوند.

کلیک ها - 13
Synonyms - بدهی بلندمدت,Long-Term Debt