کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| میانگین هزینه دلار Dollar-Cost Averaging | میانگین گیری هزینه های دلاری، استراتژی است که میتواند با انجام خودکار خرید، مقابله با بازارهای نامطمئن را آسانتر کند. همچنین از تلاش یک سرمایه گذار برای سرمایه گذاری منظم حمایت می کند.
کلیک ها - 247 Synonyms -
میانگین هزینه دلار,Dollar-Cost Averaging |
| میانگین هندسی Geometric Mean | میانگین هندسی نوعی میانگین است که از حاصلضرب مجموعهای از اعداد به دست میآید. این میانگین بیشتر توسط تحلیلگران مالی، مدیران پرتفوی سرمایهگذاری و سایر متخصصان برای ارزیابی عملکرد سرمایهگذاریها یا پرتفویها استفاده میشود.
کلیک ها - 123 Synonyms -
میانگین هندسی,Geometric Mean |
| میانگین گرایش مصرف Average Propensity To Consume | میانگین گرایش مصرف یا میانگین تمایل به مصرف (APC) درصد درآمدی را که به جای پس انداز خرج می شود، اندازه گیری می کند. این ممکن است توسط فردی محاسبه شود که می خواهد بداند پول به کجا می رود یا توسط یک اقتصاددان که می خواهد عادات خرج کردن و پس انداز یک ملت را دنبال کند.
کلیک ها - 268 Synonyms -
میانگین گرایش مصرف,Average Propensity To Consume |
| میانگینگرایی یا بازگشت به میانگین Mean Reversion | میانگینگرایی (Mean Reversion) یک نظریه مالی است که بیان میکند قیمت داراییها و بازده آنها تمایل دارند پس از نوسانات شدید، دوباره به میانگین تاریخی خود بازگردند.
کلیک ها - 42 Synonyms -
میانگینگرایی,بازگشت به میانگین,Mean Reversion |
| میانی دفتر Middle Office | میانی دفتر (Middle Office) یکی از سه بخش اصلی در شرکتهای مالی است که بین Front Office (خط مقدم) و Back Office (پشتیبانی) قرار میگیرد.
کلیک ها - 30 Synonyms -
میانی دفتر,Middle Office |
| میانیابی Interpolation | میانیابی (Interpolation) یک روش آماری برای تخمین مقادیر ناشناخته بین نقاط دادهای شناختهشده است. در سرمایهگذاری، تحلیلگران از میانیابی برای تخمین قیمتها یا بازدهها بر اساس دادههای موجود در بازار استفاده میکنند. این کار معمولاً با استفاده از نمودارهای خطی در تحلیل تکنیکال انجام میشود.
کلیک ها - 57 Synonyms -
میانیابی,Interpolation |
| میثاق یا عهد Covenant | عهد در معنای وسیع آن یک قول، توافق یا قرارداد بین دو طرف است. به عنوان بخشی از میثاق، دو طرف توافق میکنند که فعالیتهای خاصی انجام خواهد شد یا انجام نخواهد شد.
کلیک ها - 375 Synonyms -
میثاق یا عهد,Covenant |