کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| عدالت اقتصادی Economic Justice | عدالت اقتصادی جزئی از عدالت اجتماعی و اقتصاد رفاه است. این مجموعه ای از اصول اخلاقی و معنوی برای ایجاد نهادهای اقتصادی است که در آن هدف نهایی ایجاد فرصتی برای هر فرد است تا پایه مادی کافی را برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه، مولد و خلاق ایجاد کند.
کلیک ها - 192 Synonyms -
عدالت اقتصادی,Economic Justice |
| عدد گراهام Graham Number | عدد گراهام (یا عدد بنجامین گراهام) یک معیار ارزشگذاری است که حداکثر قیمتی را مشخص میکند که یک سرمایهگذار باید برای خرید یک سهم پرداخت کند. به عبارت دیگر، یک سرمایهگذار محتاط نباید بیشتر از عدد گراهام برای یک سهم هزینه کند.
کلیک ها - 173 Synonyms -
عدد گراهام,Graham Number |
| عدم تحویل Failure To Deliver | عدم تحویل (FTD) به وضعیتی اشاره دارد که یکی از طرفین در یک قرارداد معاملاتی (چه سهام، معاملات آتی، آپشن یا قراردادهای آتی) به تعهد خود عمل نمیکند. چنین شکستهایی زمانی رخ میدهد که خریدار (طرفی که موقعیت خرید دارد) پول کافی برای تحویل گرفتن و پرداخت هزینه معامله در زمان تسویه حساب ندارد.
کلیک ها - 146 Synonyms -
عدم تحویل,Failure To Deliver,FTD |
| عدم تعادل Disequilibrium | عدم تعادل وضعیتی است که در آن نیروهای داخلی و یا خارجی از رسیدن به تعادل بازار جلوگیری میکنند یا باعث میشوند بازار از تعادل خارج شود. این می تواند محصول جانبی کوتاه مدت تغییر در عوامل متغیر یا نتیجه عدم تعادل ساختاری بلند مدت باشد.
کلیک ها - 141 Synonyms -
عدم تعادل,Disequilibrium |
| عدم تعادل سفارشات Order Imbalance | عدم تعادل سفارشات (Order Imbalance) زمانی رخ میدهد که تعداد یا حجم سفارشهای خرید یا فروش یک دارایی بهطور قابلتوجهی از سمت مقابل بیشتر باشد؛ بهطوریکه امکان تطبیق کامل سفارشها وجود نداشته باشد. در این وضعیت، بازار موقتاً از تعادل خارج میشود و قیمتها ممکن است با نوسان شدید مواجه شوند.
کلیک ها - 19 Synonyms -
عدم تعادل سفارشات,Order Imbalance |
| عدم سرمایه گذاری Disinvestment | عدم سرمایه گذاری اقدام یک سازمان یا دولت است که یک دارایی یا شرکت فرعی را می فروشد یا تصفیه می کند. در غیاب فروش یک دارایی، عدم سرمایه گذاری همچنین به کاهش هزینه های سرمایه ای (CapEx) اشاره دارد که می تواند تخصیص مجدد منابع را به مناطق مولدتر در یک سازمان یا پروژه با بودجه دولت تسهیل کند.
کلیک ها - 220 Synonyms -
عدم سرمایه گذاری,Disinvestment |
| عدم صرفه جویی در مقیاس Diseconomies of Scale | عدم صرفه جویی در مقیاس زمانی اتفاق می افتد که یک شرکت یا کسب و کار آنقدر بزرگ می شود که هزینه های هر واحد افزایش می یابد. زمانی اتفاق می افتد که صرفه جویی در مقیاس دیگر برای یک شرکت کارایی نداشته باشد. با این اصل، به جای تجربه مداوم کاهش هزینه ها و افزایش تولید، یک شرکت با افزایش تولید شاهد افزایش هزینه ها است.
کلیک ها - 133 Synonyms -
عدم صرفه جویی در مقیاس,Diseconomies of Scale |