Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
واگذاری Disposition

واگذاری، عمل فروش یک دارایی یا اوراق بهادار است. رایج‌ترین شکل واگذاری، فروش یک سرمایه‌گذاری سهام در بازار آزاد، مانند بورس اوراق بهادار است.

کلیک ها - 367
Synonyms - واگذاری,Disposition
واگذاری Assignment

واگذاری: انتقال حقوق یا دارایی یک فرد به شخص یا تجارت دیگری. این مفهوم در انواع معاملات تجاری وجود دارد و اغلب به صورت قراردادی بیان می شود. در معاملات، واگذاری زمانی اتفاق می افتد که یک قرارداد اختیار معامله اعمال می شود.

کلیک ها - 269
Synonyms - واگذاری,Assignment,تخصیص
واکنشگرا Responsive Website

واکنشگرا Responsive Website: طراحی وب واکنشگرا رویکردی است که نشان می دهد طراحی و توسعه باید به رفتار و محیط کاربر بر اساس اندازه صفحه نمایش، پلت فرم و جهت گیری پاسخ دهد. این موضوع شامل ترکیبی از شبکه‌ ها و طرح‌ بندی‌های انعطاف‌ پذیر، تصاویر و استفاده هوشمندانه از پرسش‌های رسانه‌ای CSS است.

کلیک ها - 757
Synonyms - Responsive Website,واکنشگرا
واسطه مبادله Medium of Exchange
واسطه مبادله ابزاری یا نظامی است که برای تسهیل خرید و فروش کالاها و خدمات بین افراد و کسب‌وکارها استفاده می‌شود.
کلیک ها - 67
Synonyms - واسطه مبادله,Medium of Exchange
واسطه مالی Financial Intermediary

واسطه مالی نهادی است که به عنوان واسطه بین دو طرف در یک معامله مالی، مانند بانک تجاری، بانک سرمایه‌گذاری، صندوق سرمایه‌گذاری مشترک یا صندوق بازنشستگی عمل می‌کند. واسطه‌های مالی مزایای متعددی را برای مصرف‌کننده عادی ارائه می‌دهند، از جمله ایمنی، نقدینگی و صرفه‌جویی به مقیاس در بانکداری و مدیریت دارایی. اگرچه در برخی زمینه‌ها، مانند سرمایه‌گذاری، پیشرفت‌های فناوری، واسطه‌گری مالی را تهدید می‌کند، اما حذف واسطه‌گری در سایر زمینه‌های مالی، از جمله بانکداری و بیمه، تهدید بسیار کمتری است.

کلیک ها - 255
Synonyms - واسطه مالی,Financial Intermediary
واسطه Middleman
واسطه یا Middleman فرد یا نهادی است که میان خریدار و فروشنده قرار گرفته و به انجام سریع‌تر، ساده‌تر و مطمئن‌تر معاملات کمک می‌کند.
کلیک ها - 85
Synonyms - واسطه,Middleman
واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی
واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی به سهام یا دارایی‌ای گفته می‌شود که عملکردی ضعیف‌تر از شاخص معیار یا هم‌گروه‌های خود دارد.
کلیک ها - 88
Synonyms - واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی,Laggard