کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| ابزار بدهی Debt Instrument | ابزار بدهی (Debt Instrument) نوعی ابزار مالی است که برای تأمین سرمایه استفاده میشود. این ابزار شامل تعهدی مستند و الزامآور بین دو طرف است که در آن یک طرف به طرف دیگر پول قرض میدهد و روش بازپرداخت در قرارداد مشخص میشود. ابزارهای بدهی معمولاً شامل بهره، برنامه پرداخت و زمان سررسید هستند.
کلیک ها - 320 Synonyms -
ابزار بدهی,Debt Instrument |
| ابزار متنباز Hyperledger Explorer | Hyperledger Explorer یک ابزار متنباز در حوزه بلاکچین است که به کاربران امکان میدهد یک اپلیکیشن تحت وب کاربرپسند ایجاد کنند تا بتوانند اطلاعات مختلف مربوط به شبکه بلاکچین را مشاهده، مدیریت، سازماندهی یا جستوجو کنند. این ابزار مخصوص شبکههایی طراحی شده است که با استفاده از پروژههای زیرمجموعه Hyperledger ایجاد شدهاند.
کلیک ها - 130 Synonyms -
ابزار متنباز Hyperledger Explorer,Hyperledger Explorer |
| ابزارهای Hyperledger Composer | Hyperledger Composer مجموعهای از ابزارهای متنباز است که به صاحبان کسبوکار، مدیران و توسعهدهندگان امکان میدهد برنامههای بلاکچین و قراردادهای هوشمند را برای حل مشکلات تجاری یا بهبود کارایی عملیاتی ایجاد کنند. این ابزار نمونهای از کاربرد تجاری Blockchain-as-a-Service (BaaS) محسوب میشود.
کلیک ها - 179 Synonyms -
ابزارهای Hyperledger Composer,Hyperledger Composer |
| ابزارهای مالی Financial Instrument | ابزارهای مالی داراییهایی هستند که میتوانند معامله یا معاوضه شوند. برخی از نمونههای ابزارهای مالی شامل سهام، صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)، اوراق قرضه، گواهی سپرده (CD)، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، وامها و قراردادهای مشتقه هستند.
کلیک ها - 368 Synonyms -
ابزارهای مالی,Financial Instrument |
| ابنومیکس Abenomics | آبنومیکس نام مستعار سیاست های اقتصادی است که در سال 2012 برای ژاپن تعیین شد، زمانی که نخست وزیر شینزو آبه برای بار دوم به قدرت رسید. آبنومیکس شامل افزایش عرضه پول کشور، افزایش مخارج دولت و اعمال اصلاحات برای رقابتی تر کردن اقتصاد ژاپن بود.
کلیک ها - 422 Synonyms -
ابنومیکس, Abenomics |
| اپراتور Operator | اپراتور: علامت یا نمادی که نوع محاسبه را در یک عبارت مشخص می کند. برای مثال اپراتور، می توان به عملگرهای ریاضی، مقایسه، منطق و مرجع اشاره کرد.
کلیک ها - 326 Synonyms -
اپراتور,Operator |
| اپکو Operating Company | اپکو (Opco) مخفف Operating Company به معنای «شرکت عملیاتی» است. اپکو نقشی کلیدی در ساختار معروف Opco/Propco دارد؛ ساختاری که بهویژه در حوزه املاک، هتلداری، کازینو و REITها بسیار رایج است.
کلیک ها - 73 Synonyms -
اپکو,Operating Company,Opco |