Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اختیار معامله سهام کارمندان Employee Stock Option

اختیار معامله سهام کارمندان (ESO) نوعی جبران خسارت سهام است که توسط شرکت‌ها به کارمندان و مدیران اجرایی آنها اعطا می‌شود. به جای اعطای مستقیم سهام، شرکت به جای آن اختیار معامله‌ هایی روی سهام می‌دهد.

کلیک ها - 128
Synonyms - اختیار معامله سهام کارمندان,Employee Stock Option,ESO
اختیار معامله شاخص Index Option

اختیار معامله شاخص یک ابزار مشتقه مالی است که به سرمایه‌گذار حق (اما نه الزام) می‌دهد تا ارزش یک شاخص پایه—مانند S&P 500 یا VIX—را در یک قیمت مشخص معامله کند. این اختیارها سبک اروپایی هستند، یعنی فقط در تاریخ سررسید قابل اعمال‌اند، و تسویه نقدی دارند (هیچ دارایی واقعی تحویل داده نمی‌شود).

کلیک ها - 29
Synonyms - اختیار معامله شاخص,Index Option
اختیار معامله نامتعارف Exotic Option

اختیار معامله نامتعارف دسته‌ای از قراردادهای اختیار معامله هستند که از نظر ساختار پرداخت، تاریخ انقضا و قیمت توافقی با اختیار معامله‌های سنتی متفاوتند. دارایی یا اوراق بهادار پایه می‌توانند با اختیار معامله‌های نامتعارف متفاوت باشند و گزینه‌های سرمایه‌گذاری بیشتری را ارائه دهند. اختیار معامله‌های نامتعارف، اوراق بهادار ترکیبی هستند که اغلب با نیازهای سرمایه‌گذار قابل تنظیم هستند.

کلیک ها - 151
Synonyms - اختیار معامله نامتعارف,Exotic Option
اختیار معامله نرخ بهره Interest Rate Option
اختیار معامله نرخ بهره یک ابزار مشتقه مالی است که به دارنده آن اجازه می‌دهد از تغییرات نرخ بهره سود ببرد یا در برابر آن پوشش ریسک ایجاد کند. این ابزار مشابه اختیار معامله سهام است و می‌تواند به‌صورت اختیار خرید (Call) یا اختیار فروش (Put) باشد.
کلیک ها - 38
Synonyms - اختیار معامله نرخ بهره,Interest Rate Option
اخراج سازمانی یا تعدیل نیرو Layoff

«لِی‌آف» یا تعدیل نیرو به نوعی خاتمه‌ی اجباری همکاری گفته می‌شود که به‌خواست کارفرما انجام می‌شود و معمولاً دلیل آن مشکلات مالی، کاهش هزینه‌ها، رکود اقتصادی، ادغام شرکت‌ها یا تغییرات ساختاری است—not به‌خاطر عملکرد بد کارکنان.

کلیک ها - 14
Synonyms - اخراج سازمانی,تعدیل نیرو,Layoff
اخلاق تجاری Business Ethics

اخلاق تجاری اصول اخلاقی، خط مشی ها و ارزش هایی است که بر نحوه مشارکت شرکت ها و افراد در فعالیت های تجاری حاکم است. ایجاد یک کد رفتاری که رفتار کارکنان را در همه سطوح هدایت می کند و به ایجاد اعتماد بین یک کسب و کار و مشتریانش کمک می کند، فراتر از الزامات قانونی است.

کلیک ها - 247
Synonyms - اخلاق تجاری,Business Ethics
اداره آمار کار Bureau of Labor Statistics

اداره آمار کار (BLS) یک آژانس فدرال است که داده های مختلفی را در مورد اقتصاد و بازار کار ایالات متحده جمع آوری و منتشر می کند. گزارش های آن شامل شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) و شاخص قیمت تولید کننده (PPI) است که هر دو معیارهای مهم تورم در نظر گرفته می شوند.

کلیک ها - 198
Synonyms - اداره آمار کار,Bureau of Labor Statistics,BLS