کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| قدرت بازار Market Power | قدرت بازار یا قدرت تعیین قیمت به توانایی یک شرکت برای تأثیرگذاری بر قیمت یک محصول از طریق دستکاری عرضه، تقاضا، یا هر دو گفته میشود. این توانایی باعث میشود شرکت بتواند حاشیه سود خود را کنترل کرده و برای رقبا مانع ورود ایجاد کند.
کلیک ها - 44 Synonyms -
قدرت بازار,Market Power |
| قدرت خرید Buying Power | قدرت خرید، که به آن سهام مازاد نیز گفته می شود، پولی است که سرمایه گذار برای خرید اوراق بهادار در یک زمینه معاملاتی در دسترس دارد. قدرت خرید برابر است با کل وجه نقد نگهداری شده در حساب کارگزاری به اضافه تمام حاشیه موجود.
کلیک ها - 517 Synonyms -
قدرت خرید,Buying Power |
| قدرت خرید Purchasing Power | «قدرت خرید» یا Purchasing Power به میزان کالاها و خدماتی گفته میشود که با یک واحد پول میتوان خریداری کرد. به بیان ساده، این مفهوم نشان میدهد که پول شما در دنیای واقعی چقدر ارزش دارد.
کلیک ها - 22 Synonyms -
قدرت خرید,Purchasing Power |
| قدرت دامنه Domain Authority | قدرت دامنه Domain Authority: "قدرت یا رنک" کلی یک وب سایت، که در طول زمان ایجاد می شود، بدان معنی که می تواند به یک صفحه جدید کمک کند تا به سرعت رتبه خوبی پیدا کند، حتی قبل از اینکه آن محتوا لینک یا تعامل را به دست آورد.
کلیک ها - 447 Synonyms -
Domain Authority,قدرت دامنه |
| قدرت نسبی (Relative Strength) | قدرت نسبی (Relative Strength) یک استراتژی در سرمایهگذاری مبتنی بر مومنتوم است که به سرمایهگذاران کمک میکند داراییهایی را پیدا کنند که عملکرد بهتری نسبت به کل بازار یا یک شاخص مرجع (Benchmark) دارند.
کلیک ها - 29 Synonyms -
قدرت نسبی,Relative Strength |
| قرار وثیقه Bail Bond | قرار وثیقه توافقی است که توسط یک متهم برای حضور در محاکمه یا پرداخت مبلغی که توسط دادگاه تعیین می شود. ضمانت نامه توسط یک نماینده ضمانت نامه امضا می شود که در ازای تضمین پرداخت هزینه ای از متهم دریافت می کند.
کلیک ها - 245 Synonyms -
قرار وثیقه,Bail Bond |
| قرارداد | تعریف قراردادقرارداد عبارت است از سندی كه حكايت تار وقوع يک يا چند عقد می كند و متضمن شرايط وقوع آن عقود نيز ميباشد. به منظور اين كه تعريف قرارداد بهتر مفهوم شود، لازم است سند و عقد هم تعريف شود.
کلیک ها - 4053 Synonyms -
قرارداد |