کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| شرکت تراست (Trust Company) | شرکت تراست (Trust Company) یک مؤسسه حقوقی و مالی است که بهعنوان امین (Fiduciary) برای افراد، خانوادهها، شرکتها یا سازمانها عمل میکند و مسئول مدیریت، حفاظت، سرمایهگذاری و انتقال داراییها میشود.
کلیک ها - 30 Synonyms -
شرکت تراست,Trust Company |
| شرایط استخدام (Terms of Employment) | شرایط استخدام (Terms of Employment) به مجموعهای از قوانین، تعهدات و مزایایی گفته میشود که در زمان شروع همکاری، بین کارمند و کارفرما توافق میشود. این شرایط در واقع مشخص میکند که رابطه کاری چگونه خواهد بود.
کلیک ها - 35 Synonyms -
شرایط استخدام,Terms of Employment |
| شرکت سهامی خاص Dividend Aristocrat | یک شرکت سهامی خاص (Dividend Aristocrat) در شاخص S&P 500، شرکتی است که حداقل به مدت 25 سال، سود سهام خود را سالانه افزایش داده و تعهد خود را به بازگرداندن وجه نقد به سرمایهگذاران نشان داده است.
کلیک ها - 205 Synonyms -
شرکت سهامی خاص,Dividend Aristocrat |
| شاخص Russell 1000 | شاخص Russell 1000 یکی از مهمترین شاخصهای بازار سهام آمریکا است که عملکرد ۱۰۰۰ شرکت بزرگ (Large‑Cap) از نظر ارزش بازار (Market Capitalization) را دنبال میکند.
کلیک ها - 35 Synonyms -
شاخص Russell 1000,Russell 1000 |
| شرکت هلدینگ Holding Company | شرکت هلدینگ (Holding Company) یک شرکت مادر است که مالکیت و نظارت بر کسبوکارهای دیگر را بر عهده دارد. این شرکت بهجای تولید محصول یا ارائه خدمات، تمرکز خود را بر مدیریت شرکتهای زیرمجموعه و برندها قرار میدهد و از طریق سهام دارای حق رأی، کنترل خود را حفظ میکند.
کلیک ها - 162 Synonyms -
شرکت هلدینگ,Holding Company |
| شاخص وامهای اهرمی Leveraged Loan Index | شاخص وامهای اهرمی یا LLI یک شاخص بازارمحور و وزندهیشده است که عملکرد وامهای اهرمی نهادی (Institutional Leveraged Loans) را دنبال میکند.
کلیک ها - 103 Synonyms -
شاخص وامهای اهرمی,Leveraged Loan Index,LLI |
| شرط داوری بیمه (Umpire Clause) | شرط داوری یا Umpire Clause بندی در قراردادهای بیمه است که برای حل اختلاف میان بیمهگر (شرکت بیمه) و بیمهگذار (بیمهشده) درباره مبلغ خسارت و میزان پرداختی بیمه استفاده میشود. این بند زمانی فعال میشود که دو طرف نتوانند بر سر ارزش خسارت یا هزینه تعمیرات به توافق برسند.
کلیک ها - 19 Synonyms -
شرط داوری بیمه,Umpire Clause |