کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| دان و برادستریت Dun & Bradstreet | دان و برادستریت یک شرکت جهانی است که از طریق پایگاه داده و نرمافزار تحلیلی خود، محصولات هوش تجاری را به مشتریان ارائه میدهد. این محصولات در بهبود سود تجاری، بازاریابی و مدیریت ریسک استفاده میشوند.
کلیک ها - 410 Synonyms -
دان و برادستریت,Dun & Bradstreet,D&B |
| درخواست استعلام قیمت (Request for Quote - RFQ) | درخواست استعلام قیمت (RFQ) که به آن دعوت به مناقصه (Invitation for Bid یا IFB) نیز گفته میشود، فرآیندی است که در آن یک شرکت، از چند تأمینکننده یا پیمانکار مشخص درخواست میکند تا برای انجام یک کار یا تأمین کالا، قیمت و شرایط خود را ارائه دهند.
کلیک ها - 99 Synonyms -
درخواست استعلام قیمت,Request for Quote,RFQ |
| دفتر تولید وام Loan Production Office | دفتر تولید وام (LPO) واحدی است که وظیفه آن رسیدگی به امور اداری مرتبط با وام است—از جمله دریافت درخواستها، جمعآوری مدارک، پاسخ به پرسشهای اولیه، و پردازش اطلاعات.
کلیک ها - 135 Synonyms -
دفتر تولید وام,Loan Production Office,LPO |
| درآمد به ازای هر کارمند Revenue per Employee | Revenue per Employee یا «درآمد به ازای هر کارمند» یک شاخص مالی مهم است که نشان میدهد هر کارمند در یک شرکت به طور میانگین چه میزان درآمد برای سازمان ایجاد میکند.
کلیک ها - 58 Synonyms -
درآمد به ازای هر کارمند,Revenue per Employee |
| دوره مهلت پرداخت Grace Period | دوره مهلت پرداخت بازه زمانی مشخصی پس از تاریخ سررسید پرداخت است که در آن، بدهکار (مثلاً دارنده وام یا کارت اعتباری) میتواند پرداخت خود را انجام دهد بدون اینکه جریمه یا هزینه دیرکردی برای او اعمال شود.
کلیک ها - 158 Synonyms -
دوره مهلت پرداخت,Grace Period |
| دستداد طلایی Golden Handshake | دستداد طلایی به بستهای از مزایای مالی گفته میشود که بهصورت از پیش توافقشده به مدیران ارشد شرکتها در زمان ترک شغل یا اخراج پرداخت میشود. این بستهها معمولاً شامل مبالغ قابلتوجهی پول نقد، اختیار خرید سهام یا سایر مزایا هستند.
کلیک ها - 122 Synonyms -
دستداد طلایی,Golden Handshake |
| در طول روز Intraday | Intraday به معنای «درون روز» یا «در طول روز» است.
باشند.
کلیک ها - 97 Synonyms -
در طول روز,Intraday |