کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| خرید Buyout | خرید، به دست آوردن یک سهم کنترلی در یک شرکت است و مترادف با واژه اکتساب استفاده می شود. اگر سهام توسط مدیریت شرکت خریداری شود، به عنوان خرید مدیریتی شناخته می شود و اگر سطوح بالایی از بدهی برای تامین مالی این خرید استفاده شود، به آن خرید اهرمی می گویند.
کلیک ها - 278 Synonyms -
خرید,Buyout |
| خط محصول Product Line | خط محصول به مجموعهای از کالاها یا خدمات مرتبط گفته میشود که تحت یک نام برند مشترک به بازار عرضه میشوند. این محصولات معمولاً شباهتهایی از نظر کارکرد، گروه هدف یا سطح قیمت دارند و بهصورت یک خانواده محصولی شناخته میشوند.
کلیک ها - 63 Synonyms -
خط محصول,Product Line |
| خدمت قراردادی Indentured Servitude | خدمت قراردادی یا Indentured Servitude یک نظام کاری تاریخی بود که در آن افراد برای مدت مشخصی بدون دریافت دستمزد، کار میکردند تا بدهی یا هزینهای را جبران کنند؛ معمولاً این بدهی شامل هزینه سفر به آمریکا در قرنهای گذشته بود.
کلیک ها - 106 Synonyms -
خدمت قراردادی,Indentured Servitude |
| خطای ردیابی (Tracking Error) | خطای ردیابی (Tracking Error) معیاری مالی است که میزان اختلاف عملکرد یک پرتفوی سرمایهگذاری، صندوق شاخصی (Index Fund) یا صندوق قابل معامله در بورس (ETF) را نسبت به شاخص مرجع (Benchmark) اندازهگیری میکند.
کلیک ها - 106 Synonyms -
خطای ردیابی,Tracking Error |
| خط اعتباری Line of Credit | خط اعتباری یا LOC نوعی تسهیلات مالی است که طی آن، بانک یا مؤسسه مالی مبلغی را بهعنوان حداکثر سقف برداشت برای مشتری (شخصی یا تجاری) تعیین میکند.
کلیک ها - 150 Synonyms -
خط اعتباری,Line of Credit,LOC |
| خوداشتغالی (Self-Employment) | خوداشتغالی (Self-Employment) به وضعیتی گفته میشود که در آن فرد برای خودش کار میکند و درآمد خود را بهجای یک کارفرما، از مشتریان یا مشتریان متعدد دریافت میکند.
کلیک ها - 62 Synonyms -
خوداشتغالی,Self-Employment |
| خطوط سری Series lines | خطوط سری: در نمودارهای ستونی و میله ای دوبعدی، خطوطی که نشانگرهای داده را در هر سری داده به هم متصل می کنند که برای تأکید بر تفاوت اندازه گیری بین هر سری استفاده می شود.
کلیک ها - 498 Synonyms -
خطوط سری,Series lines |