Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اوراق قرضه کودک Baby Bond

اوراق قرضه کودک یک اوراق بهادار با درآمد ثابت است که با ارزش اسمی کمتر از 1000 دلار منتشر می شود. اسکناس های کوچک جذابیت اوراق قرضه نوزاد را برای سرمایه گذاران خرده فروشی متوسط ​​افزایش می دهد.

کلیک ها - 333
Synonyms - اوراق قرضه کودک,Baby Bond
اپکو Operating Company

اپکو (Opco) مخفف Operating Company به معنای «شرکت عملیاتی» است. اپکو نقشی کلیدی در ساختار معروف Opco/Propco دارد؛ ساختاری که به‌ویژه در حوزه املاک، هتل‌داری، کازینو و REIT‌ها بسیار رایج است.

کلیک ها - 108
Synonyms - اپکو,Operating Company,Opco
انجمن تجاری NAFCU

The National Association of Federally-Insured Credit Unions (NAFCU) یک انجمن تجاری قدرتمند در صنعت اتحادیه‌های اعتباری (Credit Unions) در آمریکا است که در سال ۱۹۶۷ تأسیس شد. هدف اصلی آن نمایندگی منافع اتحادیه‌های اعتباری فدرال و ارتقای کارایی، رشد و موفقیت این صنعت است.

کلیک ها - 72
Synonyms - انجمن تجاری NAFCU,NAFCU, The National Association of Federally-Insured Credit Unions
امبودزمان Ombudsman

امبودزمان (Ombudsman) یک مقام مستقل و بی‌طرف است که وظیفه دارد شکایات افراد علیه سازمان‌ها، نهادهای دولتی، شرکت‌ها یا مؤسسات مالی را بررسی کرده و برای حل منصفانه اختلافات اقدام کند. امبودزمان نقش بسیار مهمی در تقویت پاسخ‌گویی، حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و منافع عمومی و شناسایی مشکلات ساختاری ایفا می‌کند؛ به‌ویژه در مواقعی که اقدام قضایی رسمی دشوار، پرهزینه یا در دسترس نیست.

کلیک ها - 92
Synonyms - امبودزمان,Ombudsman
اقتصاد کینزی جدید New Keynesian Economics

اقتصاد کینزی جدید (New Keynesian Economics) یک مکتب مدرن در اقتصاد کلان است که از دل اقتصاد کینزی کلاسیک شکل گرفته، اما آن را با ابزارها و مدل‌های جدیدتر بازنگری کرده است.

کلیک ها - 96
Synonyms - اقتصاد کینزی جدید,New Keynesian Economics
اصطلاح حقوقی Jointly and Severally
اصطلاح حقوقی «Jointly and Severally» به وضعیتی اشاره دارد که در آن چند شخص یا شریک به‌طور هم‌زمان و برابر مسئول یک تعهد یا بدهی هستند.
کلیک ها - 114
Synonyms - اصطلاح حقوقی Jointly and Severally,Jointly and Severally
استاندارد زندگی (Standard of Living)

استاندارد زندگی (Standard of Living) به میزان دسترسی افراد یا یک جامعه به نیازهای اساسی زندگی اشاره دارد؛ نیازهایی مانند:

  • درآمد کافی (دستمزد مناسب برای زندگی)
  • مسکن مناسب
  • غذا و تغذیه کافی
کلیک ها - 72
Synonyms - استاندارد زندگی,Standard of Living