کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| میانگین هندسی Geometric Mean | میانگین هندسی نوعی میانگین است که از حاصلضرب مجموعهای از اعداد به دست میآید. این میانگین بیشتر توسط تحلیلگران مالی، مدیران پرتفوی سرمایهگذاری و سایر متخصصان برای ارزیابی عملکرد سرمایهگذاریها یا پرتفویها استفاده میشود.
کلیک ها - 144 Synonyms -
میانگین هندسی,Geometric Mean |
| میانگینسازی ارزش (Value Averaging یا VA) | میانگینسازی ارزش یا Value Averaging (VA) یک استراتژی سرمایهگذاری منظم است که شباهت زیادی به میانگین هزینه دلاری (Dollar-Cost Averaging یا DCA) دارد، اما در یک نکته اساسی متفاوت است: مبلغ سرمایهگذاری در هر دوره ثابت نیست.
کلیک ها - 8 Synonyms -
میانگینسازی ارزش,Value Averaging,VA |
| میانگینگرایی یا بازگشت به میانگین Mean Reversion | میانگینگرایی (Mean Reversion) یک نظریه مالی است که بیان میکند قیمت داراییها و بازده آنها تمایل دارند پس از نوسانات شدید، دوباره به میانگین تاریخی خود بازگردند.
کلیک ها - 86 Synonyms -
میانگینگرایی,بازگشت به میانگین,Mean Reversion |
| میانه Median | میانه (Median) یکی از مهمترین معیارهای آمار توصیفی است که عدد میانی یک مجموعه داده مرتبشده (صعودی یا نزولی) را نشان میدهد.
کلیک ها - 83 Synonyms -
میانه,Median |
| میانی دفتر Middle Office | میانی دفتر (Middle Office) یکی از سه بخش اصلی در شرکتهای مالی است که بین Front Office (خط مقدم) و Back Office (پشتیبانی) قرار میگیرد.
کلیک ها - 53 Synonyms -
میانی دفتر,Middle Office |
| میانیابی Interpolation | میانیابی (Interpolation) یک روش آماری برای تخمین مقادیر ناشناخته بین نقاط دادهای شناختهشده است. در سرمایهگذاری، تحلیلگران از میانیابی برای تخمین قیمتها یا بازدهها بر اساس دادههای موجود در بازار استفاده میکنند. این کار معمولاً با استفاده از نمودارهای خطی در تحلیل تکنیکال انجام میشود.
کلیک ها - 70 Synonyms -
میانیابی,Interpolation |
| میثاق یا عهد Covenant | عهد در معنای وسیع آن یک قول، توافق یا قرارداد بین دو طرف است. به عنوان بخشی از میثاق، دو طرف توافق میکنند که فعالیتهای خاصی انجام خواهد شد یا انجام نخواهد شد.
کلیک ها - 443 Synonyms -
میثاق یا عهد,Covenant |