Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
منطقه پولی بهینه Optimal Currency Area

منطقه پولی بهینه (Optimal Currency Area) به یک منطقه جغرافیایی گفته می‌شود که استفاده از یک واحد پول مشترک در آن، بیشترین منفعت اقتصادی را برای اعضا ایجاد می‌کند. برخلاف رویکرد سنتی که هر کشور پول ملی مستقل خود را دارد، نظریه‌پردازان اقتصاد نشان داده‌اند که در برخی شرایط، این استقلال پولی لزوماً کارآمدترین گزینه نیست.

کلیک ها - 19
Synonyms - منطقه پولی بهینه,Optimal Currency Area,OCA
منطقه کپی Copy area

منطقه کپی: سلول‌هایی که وقتی می‌خواهید داده‌ها را در مکان دیگری جای‌گذاری کنید، کپی می‌کنید. پس از کپی کردن سلول ها، یک حاشیه متحرک در اطراف آنها ظاهر می شود تا نشان دهد که آنها کپی شده اند.

کلیک ها - 530
Synonyms - منطقه کپی,Copy area
منطقه یا مکان فعلی Current region

منطقه یا مکان فعلی: بلوک سلول‌های پرشده که شامل سلول یا سلول‌های انتخابی فعلی است. این منطقه در تمام جهات تا اولین سطر یا ستون خالی گسترش می یابد.

کلیک ها - 405
Synonyms - منطقه یا مکان فعلی,Current region
منطقه یورو Eurozone

منطقه یورو که رسماً با نام منطقه یورو شناخته می‌شود، یک منطقه جغرافیایی و اقتصادی است که شامل تمام کشورهای اتحادیه اروپا می‌شود که یورو را به طور کامل به عنوان پول ملی خود پذیرفته‌اند. از سال 2022، منطقه یورو شامل 19 کشور در اتحادیه اروپا (EU) است: اتریش، بلژیک، قبرس، استونی، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، ایرلند، ایتالیا، لتونی، لیتوانی، لوکزامبورگ، مالت، هلند، پرتغال، اسلواکی، اسلوونی و اسپانیا.

کلیک ها - 179
Synonyms - منطقه یورو,Eurozone
منفعت نهایی Marginal Benefit
منفعت نهایی (Marginal Benefit) بیشترین مبلغی است که یک مصرف‌کننده حاضر است برای یک واحد اضافی از یک کالا یا خدمت بپردازد.
این مفهوم همچنین نشان می‌دهد که فرد از خرید آن واحد اضافی چه رضایت، ارزش یا لذت افزوده‌ای به دست می‌آورد.
کلیک ها - 26
Synonyms - منفعت نهایی,Marginal Benefit
منقضی شدن یک حق Lapse
در حوزهٔ مالی، حقوقی و بیمه، Lapse به معنای از بین رفتن، لغو شدن یا منقضی شدن یک حق، امتیاز یا قرارداد به‌دلیل سپری شدن زمان یا عدم انجام تعهدات لازم است.
کلیک ها - 41
Synonyms - منقضی شدن یک حق,Lapse
مهاجر Expatriate

مهاجر به شخصی گفته می‌شود که برای زندگی و کار یا بازنشستگی به مدت طولانی به کشور دیگری نقل مکان می‌کند. بسیاری از مهاجران آمریکایی بازنشسته هستند یا برای کار نقل مکان کرده‌اند. به طور فزاینده‌ای، آنها کارگران سیاری هستند که می‌توانند از هر مکانی با استفاده از اینترنت کار کنند.

کلیک ها - 116
Synonyms - مهاجر,Expatriate