کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| اصطلاح OPALS | OPALS (Optimized Portfolio As Listed Securities) ابزارهای مالی مبتنی بر پرتفوی بهینهشده هستند که بهصورت اوراق بهادار فهرستشده معامله میشوند. این محصولات برای ردیابی شاخص سهام یک کشور مشخص طراحی شدهاند، اما برخلاف شاخصهای سنتی، هدفشان عملکرد بهتر از شاخص مبنا است.
کلیک ها - 18 Synonyms -
اصطلاح OPALS,OPALS,Optimized Portfolio As Listed Securities |
| اصطلاح «Hit the Bid» | اصطلاح «Hit the Bid» در بازارهای مالی زمانی استفاده میشود که یک معاملهگر موافقت میکند دارایی یا اوراق بهادار خود را به قیمت پیشنهادی خریدار (Bid Price) بفروشد.
کلیک ها - 131 Synonyms -
اصطلاح Hit the Bid,Hit the Bid |
| اصطلاح «Jekyll and Hyde» | اصطلاح «جکیل و هاید» یک اشارهٔ ادبی است که برای توصیف بازاری بهکار میرود که شخصیت دوگانه دارد؛ یعنی مجموعهای از ویژگیهای خوب و بد را همزمان در خود نشان میدهد.
کلیک ها - 39 Synonyms -
اصطلاح «Jekyll and Hyde»,Jekyll and Hyde |
| اصطلاح آخرین ۱۲ ماه LTM | اصطلاح آخرین ۱۲ ماه یا LTM دورهای ۱۲ماهه است که تحلیلگران سهام و سرمایهگذاران برای بررسی عملکرد اخیر یک شرکت و پیشبینی رشد کوتاهمدت آن مورد توجه قرار میدهند.
کلیک ها - 46 Synonyms -
اصطلاح آخرین ۱۲ ماه,LTM,Last 12 Months |
| اصطلاح اتاق دیگ بخار Boiler Room | اتاق دیگ بخار مکانی یا عملیاتی است، معمولاً یک مرکز تماس، که در آن فروشندگان با فشار بالا با لیست سرمایهگذاران بالقوه ("فهرستهای مکنده") تماس میگیرند تا اوراق بهادار سوداگرانه و گاه متقلبانه را بفروشند. لیست های مکنده قربانیان کلاهبرداری های قبلی را شناسایی می کنند.
کلیک ها - 334 Synonyms -
اصطلاح اتاق دیگ بخار,Boiler Room |
| اصطلاح جابر Jobber | Jobber یک اصطلاح عامیانه قدیمی برای اشاره به بازارسازهای بورس لندن (London Stock Exchange) پیش از اواسط دهه ۱۹۸۰ است. به این افراد Stockjobbers نیز گفته میشد.
کلیک ها - 45 Synonyms -
اصطلاح جابر,Jobber |
| اصطلاح حقوقی Jointly and Severally | اصطلاح حقوقی «Jointly and Severally» به وضعیتی اشاره دارد که در آن چند شخص یا شریک بهطور همزمان و برابر مسئول یک تعهد یا بدهی هستند.
کلیک ها - 39 Synonyms -
اصطلاح حقوقی Jointly and Severally,Jointly and Severally |