کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| کاهش تورم Disinflation | کاهش تورم کاهش موقت سرعت تورم قیمت است و برای توصیف مواردی استفاده میشود که نرخ تورم در کوتاهمدت تا حدی کاهش یافته است. کاهش تورم کاهش موقت سرعت تورم قیمت است. این اصطلاح برای توصیف مواردی به کار می رود که نرخ تورم در کوتاه مدت به طور جزئی کاهش یافته است.
کلیک ها - 116 Synonyms -
کاهش تورم,Disinflation |
| کاهش مدت بیمه Decreasing Term Insurance | کاهش مدت بیمه یا بیمه عمر کاهشی نوعی بیمه با مدت قابل تمدید است که پوشش آن در طول عمر بیمه نامه با نرخ از پیش تعیین شده کاهش می یابد. حق بیمه ها معمولاً در طول قرارداد ثابت هستند و کاهش پوشش معمولاً به صورت ماهانه یا سالانه رخ می دهد.
کلیک ها - 320 Synonyms -
کاهش مدت بیمه,Decreasing Term Insurance |
| کاهش منابع Depletion | کاهش منابع Depletion یک تکنیک حسابداری تعهدی است که برای تخصیص هزینه استخراج منابع طبیعی مانند چوب، مواد معدنی و نفت از زمین استفاده میشود. کاهش منابع یا Depletion به فرآیندی اشاره دارد که در آن منابع طبیعی یا مالی به تدریج کاهش مییابند و به پایان میرسند. این مفهوم معمولاً در زمینههای مختلفی مانند منابع طبیعی، مالی و انرژی مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال، در زمینه منابع طبیعی، کاهش منابع نفتی یک نمونه از Depletion است. با استخراج مداوم نفت از میادین نفتی، ذخایر نفتی به تدریج کاهش مییابند و در نهایت به پایان میرسند. این موضوع میتواند تأثیرات اقتصادی و زیستمحیطی قابل توجهی داشته باشد. در زمینه مالی، کاهش منابع مالی یک شرکت یا سازمان نیز میتواند به عنوان Depletion شناخته شود. به عنوان مثال، اگر یک شرکت به طور مداوم از ذخایر مالی خود برای پوشش هزینهها استفاده کند بدون اینکه درآمد جدیدی کسب کند، منابع مالی آن به تدریج کاهش مییابد و ممکن است با مشکلات مالی مواجه شود. نکات کلیدی
کلیک ها - 148 Synonyms -
کاهش منابع,Depletion |
| کاپا Kappa | کاپا (Kappa) معیاری است در تحلیل اختیار معامله (Options) که نشان میدهد قیمت یک قرارداد آپشن چقدر نسبت به تغییرات نوسانپذیری دارایی پایه حساس است.
کلیک ها - 25 Synonyms -
کاپا,Kappa |
| کاپیتولاسیون Capitulation | کاپیتولاسیون در امور مالی، افزایش چشمگیر فشار فروش در بازار یا اوراق بهادار در حال کاهش را توصیف می کند که نشان دهنده تسلیم گسترده سرمایه گذاران است. کاهش چشمگیر در نتیجه قیمتهای بازار میتواند پایان کاهش را نشان دهد، زیرا بعید است کسانی که در طول هراس فروش نداشتهاند به زودی این کار را انجام دهند.
کلیک ها - 113 Synonyms -
کاپیتولاسیون,Capitulation |
| کایزن Kaizen | کایزن یک فلسفهٔ مدیریتی ژاپنی است که بر بهبود مستمر در تمام جنبههای کار و سازمان تمرکز دارد. این مفهوم گسترهٔ وسیعی از ایدهها را دربر میگیرد، از جمله:
کلیک ها - 19 Synonyms -
کایزن,Kaizen |
| کبوتر در اقتصاد Dove | کبوتر یک مشاور سیاست اقتصادی است که سیاستهای پولی را ترویج میدهد که معمولاً شامل نرخ بهره پایین است. کبوترها تمایل دارند از نرخ بهره پایین و سیاست پولی انبساطی حمایت کنند زیرا برای شاخصهایی مانند بیکاری پایین نسبت به پایین نگه داشتن تورم ارزش قائل هستند. اگر یک اقتصاددان اظهار کند که تورم اثرات منفی کمی دارد یا خواستار تسهیل کمی است، او کبوتر یا به عنوان کبوتر خوشبین شناخته میشود.
کلیک ها - 159 Synonyms -
کبوتر در اقتصاد,Dove |