کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| آژانس چندجانبه تضمین سرمایهگذاری Multilateral Investment Guarantee Agency | MIGA یا Multilateral Investment Guarantee Agency یکی از نهادهای اصلی گروه بانک جهانی است که با هدف تشویق سرمایهگذاری خارجی در کشورهای درحالتوسعه ایجاد شد.
کلیک ها - 66 Synonyms -
آژانس چندجانبه تضمین سرمایهگذاری,Multilateral Investment Guarantee Agency,MIGA |
| شاخص انباشت/توزیع (A/D) Accumulation/Distribution Indicator | شاخص انباشت/توزیع (A/D) یک شاخص تجمعی است که از حجم و قیمت برای ارزیابی اینکه سهام در حال انباشته شدن یا توزیع است استفاده می کند. معیار A/D به دنبال شناسایی واگرایی بین قیمت سهام و جریان حجم است.
کلیک ها - 497 Synonyms -
شاخص انباشت/توزیع (A/D), Accumulation/Distribution Indicator (A/D) |
| کانال سرمایهگذاری وام رهنی املاک (REMIC) | کانال سرمایهگذاری وام رهنی املاک (Real Estate Mortgage Investment Conduit یا REMIC) یک ساختار مالی است که در آن وامهای رهنی (مثلاً وامهای خرید خانه) تجمیع شده و به اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن (Mortgage-Backed Securities یا MBS) تبدیل میشوند تا سرمایهگذاران بتوانند آنها را خریداری کنند.
کلیک ها - 37 Synonyms -
کانال سرمایهگذاری وام رهنی املاک,REMIC,Real Estate Mortgage Investment Conduit |
| مرحله انباشت Accumulation Phase | مرحله یا فاز انباشت برای سرمایه گذاران و کسانی که برای بازنشستگی پس انداز می کنند دو معنی دارد. به دوره ای اشاره دارد که یک فرد در حال کار و برنامه ریزی است و در نهایت ارزش سرمایه گذاری خود را از طریق پس انداز ایجاد می کند.
کلیک ها - 291 Synonyms -
مرحله انباشت,Accumulation Phase |
| فلش های ردیاب Tracer arrow | فلش های ردیاب: فلش هایی که رابطه بین سلول فعال و سلول های مرتبط با آن را نشان می دهد. فلشهای ردیاب هنگامی که سلولی دادهها را به سلول دیگری ارائه میدهد، آبی هستند و اگر سلولی دارای مقدار خطا باشد، مانند #DIV/0!، قرمز است.
کلیک ها - 449 Synonyms -
فلش های ردیاب,Tracer arrow |
| مخزن Repository | مخزن: مکانی که در آن داده ها جمع آوری و محافظت می شود.
کلیک ها - 457 Synonyms -
مخزن,Repository |
| نقطه تعطیلی (Shutdown Point) | نقطه تعطیلی (Shutdown Point) مرحلهای در فعالیت یک شرکت است که در آن درآمد حاصل از فروش، دیگر حتی هزینههای متغیر (Variable Costs) را هم پوشش نمیدهد.
کلیک ها - 46 Synonyms -
نقطه تعطیلی,Shutdown Point |