کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدیریت سرمایه گذاری اختیاری Discretionary Investment Management | مدیریت سرمایه گذاری اختیاری شکلی از مدیریت سرمایه گذاری است که در آن تصمیمات خرید و فروش توسط مدیر پورتفولیو یا مشاور سرمایه گذاری برای حساب مشتری اتخاذ می شود. اصطلاح "اختیاری" به این واقعیت اشاره دارد که تصمیمات سرمایه گذاری به صلاحدید مدیر پورتفولیو گرفته می شود. این بدان معناست که مشتری باید حداکثر اعتماد را به توانایی های مدیر سرمایه گذاری داشته باشد.
کلیک ها - 274 Synonyms -
مدیریت سرمایه گذاری اختیاری,Discretionary Investment Management |
| مدیریت سرمایهگذاری Investment Management | مدیریت سرمایهگذاری (Investment Management) به فرآیند مدیریت یک پرتفوی سرمایهگذاری یا مجموعهای از داراییها گفته میشود. این مدیریت شامل مجموعهای از فعالیتهاست، از جمله:
کلیک ها - 68 Synonyms -
مدیریت سرمایهگذاری,Investment Management |
| مدیریت سود Earnings Management | مدیریت سود استفاده از تکنیک های حسابداری برای تهیه صورتهای مالی است که دیدگاهی بیش از حد مثبت از فعالیتهای تجاری و وضعیت مالی یک شرکت ارائه میدهد. بسیاری از قوانین و اصول حسابداری مستلزم آن است که مدیریت یک شرکت برای پیروی از این اصول قضاوت کند. مدیریت سود از نحوه اعمال قوانین حسابداری بهره میبرد و صورتهای مالی ایجاد میکند که سود را متورم یا هموار میکند.
کلیک ها - 88 Synonyms -
مدیریت سود,Earnings Management |
| مدیریت شهرت Reputation Management | مدیریت شهرت Reputation Management: هدف اصلی مدیریت شهرت در سئو این است که صفحه اول نتایج موتورهای جستجو پر از اطلاعات مثبت در مورد سایت, برند یا شخص شما باشد. این شامل همه چیز از جمله نتایج نمایه کسب وکار Google و داستانهای خبری گرفته تا نظرات آنلاین و محتوای رسانههای اجتماعی.
کلیک ها - 441 Synonyms -
مدیریت شهرت,Reputation Management |
| مدیریت عملکرد Performance Management | مدیریت عملکرد (Performance Management) مجموعهای از فرآیندها و روشهاست که به مدیران کمک میکند عملکرد کارکنان را ارزیابی، هدایت و بهبود دهند. این سیستم تلاش میکند عملکرد افراد را با اهداف کلان سازمان همسو کند و از طریق بازخورد مستمر، گفتوگوی مداوم و تعیین انتظارات شفاف، بهرهوری را افزایش دهد.
کلیک ها - 7 Synonyms -
مدیریت عملکرد,Performance Management |
| مدیریت عملیات Operations Management | مدیریت عملیات (Operations Management – OM) فرآیند برنامهریزی، سازماندهی، اجرا و بهبود مستمر فعالیتهای کسبوکار با هدف دستیابی به حداکثر کارایی و سودآوری است. مدیریت عملیات تضمین میکند که منابع سازمان (نیروی انسانی، مواد، تجهیزات و زمان) به مؤثرترین شکل ممکن به خروجی ارزشمند تبدیل شوند.
کلیک ها - 10 Synonyms -
مدیریت عملیات,Operations Management |
| مدیریت فعال Active Management | اصطلاح مدیریت فعال به این معنی است که یک سرمایه گذار، یک مدیر پول حرفه ای یا تیمی از متخصصان در حال پیگیری عملکرد یک سبد سرمایه گذاری و تصمیم گیری درباره خرید، نگهداری و فروش دارایی های موجود در آن هستند. هدف هر مدیر سرمایهگذاری، عملکرد بهتر از معیار تعیین شده و همزمان دستیابی به یک یا چند هدف اضافی مانند مدیریت ریسک، محدود کردن پیامدهای مالیاتی، یا رعایت استانداردهای محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) برای سرمایهگذاری است.
کلیک ها - 235 Synonyms -
مدیریت فعال,Active Management |