Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
ربا (Usury)

ربا (Usury) به عمل قرض دادن پول با نرخ بهره‌ای بسیار بالا، غیرمنصفانه یا بالاتر از سقف قانونی گفته می‌شود. امروزه در بیشتر کشورها، ربا به دریافت بهره‌ای اشاره دارد که از نظر قانون یا عرف اقتصادی بیش از حد مجاز و استثماری محسوب می‌شود.

کلیک ها - 17
Synonyms - ربا,Usury
درآمد سرمایه‌گذاری Investment Income

درآمد سرمایه‌گذاری (Investment Income) به پولی گفته می‌شود که از محل بهره، سود نقدی (Dividend)، سود سرمایه‌ای (Capital Gains) حاصل از فروش سهام یا سایر دارایی‌ها، و هر نوع سود به‌دست‌آمده از سایر ابزارهای سرمایه‌گذاری ایجاد می‌شود.

کلیک ها - 92
Synonyms - درآمد سرمایه‌گذاری,Investment Income
سهام خزانه (Treasury Stock)

سهام خزانه (Treasury Stock) یا سهام بازخریدشده (Reacquired Stock) به سهامی گفته می‌شود که قبلاً در اختیار سهامداران بوده، اما شرکت صادرکننده آن را دوباره از بازار یا سهامداران خریداری کرده است. پس از بازخرید، این سهام در مالکیت خود شرکت قرار می‌گیرد.

کلیک ها - 19
Synonyms - سهام خزانه,Treasury Stock
ویندو درِسینگ (Window Dressing)

ویندو درِسینگ (Window Dressing) در امور مالی و حسابداری به اقداماتی گفته می‌شود که با هدف زیباتر نشان دادن وضعیت مالی یک شرکت، صندوق سرمایه‌گذاری یا سبد دارایی انجام می‌شوند، در حالی که واقعیت عملکرد ممکن است چندان مطلوب نباشد.

کلیک ها - 10
Synonyms - ویندو درِسینگ,Window Dressing
ارزش دفتری به ازای هر سهم Book value per share

ارزش دفتری هر سهم (BVPS) ارزش دفتری یک شرکت را بر اساس هر سهم اندازه گیری می کند. BVPS با تقسیم ارزش سهام در دسترس سهامداران عادی بر تعداد سهام موجود پیدا می شود. ارزش دفتری معادل کل دارایی های شرکت منهای کل بدهی های آن است.

کلیک ها - 398
Synonyms - ارزش دفتری به ازای هر سهم,Book value per share,BVPS
مدرک حقوقی Juris Doctor
مدرک Juris Doctor (JD) یک مدرک حرفه‌ای سه‌ساله در رشته حقوق است که نشان می‌دهد فرد تحصیلات حرفه‌ای در حوزه حقوق را به پایان رسانده است.
کلیک ها - 107
Synonyms - مدرک حقوقی,Juris Doctor,JD
سندیکا (Syndicate)

سندیکا (Syndicate) به یک اتحاد موقت بین چند شرکت یا افراد گفته می‌شود که برای انجام یک معامله یا پروژه بزرگ گرد هم می‌آیند؛ معامله‌ای که انجام آن برای یک طرف به‌تنهایی دشوار یا غیرممکن است.

کلیک ها - 65
Synonyms - سندیکا,Syndicate