کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| سوآپ تورم بدون کوپن (Zero-Coupon Inflation Swap - ZCIS) | سوآپ تورم بدون کوپن (Zero-Coupon Inflation Swap) که به اختصار ZCIS نامیده میشود، نوعی ابزار مشتقه مالی (Derivative) است که در آن دو طرف قرارداد، یک پرداخت مبتنی بر نرخ ثابت را با یک پرداخت مبتنی بر نرخ تورم مبادله میکنند. برخلاف بسیاری از سوآپها که پرداختهای دورهای دارند، در ZCIS تمامی تسویهها به صورت یکجا و در تاریخ سررسید انجام میشوند.
کلیک ها - 44 Synonyms -
سوآپ تورم بدون کوپن,Zero-Coupon Inflation Swap,ZCIS |
| هزینه مالی Finance Charge | هزینه مالی، هزینهای است که برای استفاده از اعتبار یا تمدید اعتبار موجود دریافت میشود. این هزینه می تواند یک هزینه ثابت یا درصدی از وام ها باشد که رایجترین آن هزینههای مالی مبتنی بر درصد است. هزینه مالی اغلب یک هزینه تجمیعی است، از جمله هزینه نگهداری بدهی به همراه هرگونه هزینه تراکنش مرتبط، هزینههای نگهداری حساب یا هزینههای دیرکرد که توسط وامدهنده دریافت میشود.
کلیک ها - 431 Synonyms -
هزینه مالی,Finance Charge |
| بتای بدون اهرم (Unlevered Beta) | بتای بدون اهرم (Unlevered Beta) که با نام بتای دارایی (Asset Beta) نیز شناخته میشود، معیاری برای اندازهگیری ریسک سیستماتیک یک شرکت بدون در نظر گرفتن تأثیر بدهیها و اهرم مالی است.
کلیک ها - 48 Synonyms -
بتای بدون اهرم,Unlevered Beta |
| بانک سرمایهگذاری Investment Bank | بانک سرمایهگذاری (Investment Bank) نهادی مالی است که تراکنشهای بزرگ و پیچیده مالی را برای شرکتها، دولتها و صندوقهای بازنشستگی تسهیل میکند. این بانکها خدماتی مانند مشاوره برای عرضه اولیه سهام (IPO)، ادغام و تملیک شرکتها (M&A) و تأمین مالی از طریق انتشار اوراق بهادار ارائه میدهند.
کلیک ها - 123 Synonyms -
بانک سرمایهگذاری,Investment Bank,IB |
| هزینههای عملیاتی Operating Costs | هزینههای عملیاتی به تمام مخارج روزمرهای گفته میشود که برای ادامه فعالیت، اداره و مدیریت یک کسبوکار لازم هستند. این هزینهها مستقیماً به عملکرد اصلی شرکت مربوطاند و شامل هزینههای مستقیم و هزینههای غیرمستقیم میشوند.
کلیک ها - 70 Synonyms -
هزینههای عملیاتی,Operating Costs |
| تحویل خوب Good Delivery | تحویل خوب به فرآیند انتقال مالکیت یک دارایی مالی (مانند سهام یا اوراق بهادار) از فروشنده به خریدار گفته میشود که در آن همه شرایط و الزامات قانونی و فنی رعایت شدهاند و هیچ مانعی برای تکمیل معامله وجود ندارد.
کلیک ها - 174 Synonyms -
تحویل خوب,Good Delivery |
| توافق کیپول Keepwell Agreement | توافق کیپول یک قرارداد است که در آن شرکت مادر تعهد میدهد از شرکت زیرمجموعه خود حمایت مالی کند تا زیرمجموعه بتواند توان پرداخت بدهیها و سلامت مالی (Solvency) خود را حفظ کند.
کلیک ها - 103 Synonyms -
توافق کیپول,Keepwell Agreement |