Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مواجهه ناخالص Gross Exposure

مواجهه ناخالص به میزان کل سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق یا سرمایه‌گذار اشاره دارد، بدون در نظر گرفتن جهت سرمایه‌گذاری (خرید یا فروش). این شاخص شامل مجموع ارزش موقعیت‌های خرید (Long) و فروش (Short) است و می‌تواند به صورت مقدار دلاری یا درصدی از سرمایه بیان شود.

کلیک ها - 105
Synonyms - مواجهه ناخالص,Gross Exposure
مدیکید Medicaid
مدیکید (Medicaid) یک برنامه بزرگ بیمه درمانی عمومی در ایالات متحده است که برای کمک به افراد و خانواده‌های کم‌درآمد طراحی شده است تا بتوانند به خدمات درمانی ضروری دسترسی داشته باشند.
کلیک ها - 51
Synonyms - مدیکید,Medicaid
مالیات تکلیفی (Withholding Tax)

مالیات تکلیفی (Withholding Tax) مالیاتی است که کارفرما پیش از پرداخت حقوق به کارکنان، بخشی از دستمزد ناخالص آن‌ها را کسر کرده و مستقیماً به دولت یا سازمان مالیاتی پرداخت می‌کند.

کلیک ها - 6
Synonyms - مالیات تکلیفی,Withholding Tax
محدوده آغازین Opening Range

محدوده آغازین (Opening Range یا OR) به بالاترین (High) و پایین‌ترین (Low) قیمت یک سهم یا اوراق بهادار در دقایق ابتدایی شروع معاملات روزانه گفته می‌شود. این بازه معمولاً ۱۵ دقیقه اول پس از بازگشایی بازار را شامل می‌شود، هرچند بسته به استراتژی معامله‌گران می‌تواند کوتاه‌تر یا بلندتر تعریف شود.

کلیک ها - 86
Synonyms - محدوده آغازین,Opening Range
مارکسیسم Marxism

مارکسیسم (Marxism) یک فلسفه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که توسط کارل مارکس توسعه یافت و بر تأثیر سرمایه‌داری بر نیروی کار، نابرابری اقتصادی و رشد جامعه تمرکز می‌کند. محور اصلی مارکسیسم این است که تاریخ جوامع بر پایهٔ مبارزهٔ طبقاتی شکل می‌گیرد—به‌ویژه میان:

  • بورژوازی (طبقهٔ حاکم و مالک ابزار تولید)
  • پرولتاریا (طبقهٔ کارگر که نیروی کار خود را می‌فروشد)
کلیک ها - 51
Synonyms - مارکسیسم,Marxism
موج کاندراچف Kondratieff Wave

موج کاندراچف (Kondratieff Wave) که نام آن از اقتصاددان روسی نیکلای کاندراچف گرفته شده، به چرخه‌های بسیار بلندمدت اقتصادی اشاره دارد که معمولاً بین ۴۰ تا ۶۰ سال طول می‌کشند.

کلیک ها - 94
Synonyms - موج کاندراچف,Kondratieff Wave
مهاجر Expatriate

مهاجر به شخصی گفته می‌شود که برای زندگی و کار یا بازنشستگی به مدت طولانی به کشور دیگری نقل مکان می‌کند. بسیاری از مهاجران آمریکایی بازنشسته هستند یا برای کار نقل مکان کرده‌اند. به طور فزاینده‌ای، آنها کارگران سیاری هستند که می‌توانند از هر مکانی با استفاده از اینترنت کار کنند.

کلیک ها - 138
Synonyms - مهاجر,Expatriate