کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدیر غیرموظف Outside Director | مدیر غیرموظف (Outside Director) که با عنوان مدیر غیر اجرایی (Non-Executive Director) نیز شناخته میشود، عضوی از هیئتمدیره شرکت است که:
کلیک ها - 32 Synonyms -
مدیر غیرموظف,Outside Director |
| مدیر کل General Manager | مدیر کل یا General Manager (GM) فردی است که مسئولیت کلی مدیریت عملیات یک بخش، شعبه یا واحد تجاری را بر عهده دارد. او در سلسلهمراتب سازمانی بالای کارکنان و مدیران میانی قرار دارد اما زیر مدیران ارشد اجرایی (مانند CEO یا COO) است.
کلیک ها - 120 Synonyms -
مدیر کل,General Manager,GM |
| مدیر ماکرو Macro Manager | مدیر ماکرو نوعی رهبر یا سرپرست است که از سبک مدیریت کمدرگیری و غیرمداخلهگر استفاده میکند. در این سبک، مدیر به جای نظارت دقیق بر تمام جزئیات، اجازه میدهد کارکنان با استقلال و آزادی بیشتر کارهای خود را انجام دهند. به این سبک رهبری، ماکرو منیجمنت (Macro‑Management) میگویند.
کلیک ها - 47 Synonyms -
مدیر ماکرو,Macro Manager |
| مدیریت ارتباط Relationship Management | مدیریت ارتباط (Relationship Management) یک استراتژی مدیریتی است که در آن یک سازمان تلاش میکند ارتباطی مستمر، فعال و هدفمند با مخاطبان، مشتریان و حتی زنجیره تأمین خود ایجاد و حفظ کند. این ارتباط میتواند بین:
شکل بگیرد.
کلیک ها - 22 Synonyms -
مدیریت ارتباط,Relationship Management |
| مدیریت ارتباط با مشتری Customer Relationship Management | CRM مخفف مدیریت ارتباط با مشتری است و به اصول، شیوه ها و دستورالعمل هایی اشاره دارد که یک سازمان در تعامل با مشتریان خود از آنها پیروی می کند. از دیدگاه سازمان، کل این رابطه شامل تعاملات مستقیم با مشتریان، مانند فروش و فرآیندهای مرتبط با خدمات، پیشبینی و تحلیل روندها و رفتارهای مشتری است. در نهایت، CRM در خدمت افزایش تجربه کلی مشتری است.
کلیک ها - 318 Synonyms -
مدیریت ارتباط با مشتری,Customer Relationship Management,CRM |
| مدیریت استراتژیک (Strategic Management) | «مدیریت استراتژیک» یا Strategic Management فرآیندی سازمانیافته است که در آن شرکت تلاش میکند منابع خود را بهصورت مؤثر برنامهریزی، ارزیابی و بازسازماندهی کند تا بتواند به اهداف و نتایج بهتر دست یابد.
کلیک ها - 20 Synonyms -
مدیریت استراتژیک,Strategic Management |
| مدیریت املاک Property Management | مدیریت املاک (Property Management) به فرآیند نظارت و اداره روزانه املاک مسکونی، تجاری یا صنعتی توسط یک شخص یا شرکت ثالث گفته میشود. این مدیران به نمایندگی از مالک، مسئول انجام امور اجرایی، نگهداری و بهرهبرداری از ملک هستند.
کلیک ها - 31 Synonyms -
مدیریت املاک,Property Management |