کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| عرضه عمومی مستقیم Direct Public Offering | عرضه عمومی مستقیم (DPO) که به عنوان فهرست مستقیم نیز شناخته میشود، نوعی عرضه است که در آن یک شرکت اوراق بهادار خود را مستقیماً برای افزایش سرمایه به عموم عرضه میکند. یک شرکت صادرکننده با استفاده از DPO، واسطهها - بانکهای سرمایهگذاری، کارگزاران-معاملهگران و پذیرهنویسان - را که در عرضههای اولیه عمومی (IPO) معمول هستند، حذف میکند و اوراق بهادار خود را خود پذیرهنویسی میکند.
کلیک ها - 160 Synonyms -
عرضه عمومی مستقیم,Direct Public Offering,DPO |
| عرضه کل Aggregate Supply | اصطلاح عرضه کل به عرضه محصولاتی اطلاق می شود که شرکت ها تولید می کنند و قصد دارند در یک دوره معین به قیمت معینی بفروشند. به بیان ساده، به کالاهای نهایی اطلاق می شود که مصرف کنندگان در یک زمان مشخص خریداری می کنند.
کلیک ها - 266 Synonyms -
عرضه کل,Aggregate Supply |
| عرضه مشترک Joint Supply | عرضه مشترک اصطلاحی اقتصادی است که به فرآیندی اشاره دارد که از یک منبع یا محصول واحد، چندین محصول مختلف تولید میشود. این محصولات همزمان و در کنار هم حاصل میشوند و افزایش عرضه منبع اولیه، معمولاً به افزایش عرضه تمام محصولات جانبی نیز منجر میشود.
کلیک ها - 52 Synonyms -
عرضه مشترک,Joint Supply |
| عرضه نهادی واجد شرایط QIP | عرضه نهادی واجد شرایط یا QIP روشی برای تأمین مالی شرکتهای بورسی در هند است که به آنها اجازه میدهد بدون طی فرآیندهای پیچیده و زمانبر، سرمایه جدید جذب کنند.
کلیک ها - 26 Synonyms -
عرضه نهادی واجد شرایط,QIP,Qualified Institutional Placement |
| عضو ذخیره واجد شرایط Qualified Reservist | عضو ذخیره واجد شرایط یا Qualified Reservist به یکی از اعضای نیروهای ذخیره نظامی گفته میشود که معمولاً در خدمت فعال نیست، اما اگر برای مأموریت فراخوانده شود، میتواند بدون پرداخت جریمه برداشت زودهنگام از حساب بازنشستگی خود پول برداشت کند.
کلیک ها - 31 Synonyms -
عضو ذخیره واجد شرایط,Qualified Reservist |
| عقد | تعریف عقدبرابر تعريف قانون مدنی عقد عبارت است از آنكه یک يا چند نفر در مقابل یک يا چند نفر ديگر تعهد بر امرينمايند و مورد قبول آنها باشد « ليكن اين تعريف اشكالاتي دارد و بهتر است آن را بدين صورت تعريف نمود :( توافق اراده دو طرف به منظور ايجاد رابطه حقوقی)
کلیک ها - 3529 Synonyms -
عقد |
| عقلاییسازی (Rationalization) | «عقلاییسازی» یا Rationalization به فرآیندی گفته میشود که در آن یک شرکت ساختار، استراتژی یا عملیات خود را بازطراحی و بهینهسازی میکند تا کارایی افزایش یابد، هزینهها کاهش پیدا کند و سودآوری بیشتر شود.
کلیک ها - 34 Synonyms -
عقلاییسازی,Rationalization |