کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| سیستم پشتیبانی تصمیم Decision Support System | سیستم پشتیبانی تصمیم (DSS) یک برنامه کامپیوتری است که برای پشتیبانی از تصمیمات، قضاوت ها و دوره های عمل در یک سازمان یا یک تجارت استفاده می شود. یک DSS حجم عظیمی از داده ها را غربال و تجزیه و تحلیل می کند و اطلاعات جامعی را گردآوری می کند که می تواند برای حل مشکلات و تصمیم گیری استفاده شود.
کلیک ها - 302 Synonyms -
سیستم پشتیبانی تصمیم,Decision Support System,DSS |
| سیستم پولی اروپا European Monetary System | سیستم پولی اروپا (EMS) یک ترتیب نرخ ارز قابل تنظیم بود که در سال ۱۹۷۹ برای تقویت همکاری نزدیکتر در سیاستهای پولی بین اعضای جامعه اروپا (EC) ایجاد شد. سیستم پولی اروپا (EMS) بعداً توسط اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا (EMU) جایگزین شد که یک ارز مشترک، یورو، را ایجاد کرد.
کلیک ها - 224 Synonyms -
سیستم پولی اروپا,European Monetary System,EMS |
| سیستم تعدیلشده بازیافت هزینه تسریعشده MACRS | سیستم MACRS (Modified Accelerated Cost Recovery System) سیستم اصلی استهلاک مالیاتی در ایالات متحده است که به کسبوکارها اجازه میدهد هزینه سرمایهای داراییهای مشمول استهلاک را طی سالها و از طریق کسرهای سالانه بازیابی کنند.
کلیک ها - 81 Synonyms -
سیستم تعدیلشده بازیافت هزینه تسریعشده,MACRS,Modified Accelerated Cost Recovery System |
| سیستم تولید انعطاف پذیر Flexible Manufacturing System | سیستم تولید انعطاف پذیر (FMS) یک روش تولید است که به گونهای طراحی شده است که به راحتی با تغییرات در نوع و کمیت محصول تولیدی سازگار شود. ماشینآلات و سیستمهای کامپیوتری میتوانند برای تولید انواع قطعات و مدیریت سطوح متغیر تولید پیکربندی شوند.
کلیک ها - 453 Synonyms -
سیستم تولید انعطاف پذیر,Flexible Manufacturing System,FMS |
| سیستم تولید به موقع Just-in-Time | سیستم Just-in-Time (JIT) یک روش مدیریت موجودی و تولید است که در آن مواد اولیه دقیقاً در لحظهای که برای فرآیند تولید لازماند وارد کارخانه میشوند.
کلیک ها - 65 Synonyms -
سیستم تولید به موقع,Just-in-Time,JIT |
| سیستم حسابداری | تعریف سیستم حسابداریمجموعه ای از اجزا به هم پیوسته در داخل یک موسسه که آثار مالی رویدادهای آن موسسه را به گزارشها و صورتهای مالی تبدیل میکند .
کلیک ها - 14033 Synonyms -
سیستم حسابداری, Accounting system, سیستم های اطلاعاتی حسابداری
اصطلاحات حسابداری, آموزش حسابداری, فرهنگ نامه حسابداری, واژه های حسابداری, کمک یار حسابداری, دیکشنری حسابداری, سایت آموزش حسابداری, سایت حسابداری, دیکشنری آنلاین حسابداری متا, اجزا سیستم حسابداری, اجزای سیستمهای اطلاعات حسابداری, مراحل طراحی و اجرای سیستم های اطلاعات حسابداری, چارت بین المللی سیستم حسابداری
|
| سیستم حسابداری دستی | درباره سیستم حسابداری دستیدر این عمل و رویداد کلیه رویدادهای مالی به کمک قلم، کاغذ و نیروی انسانی پردازش در سیستم عامل می شود.
کلیک ها - 2573 Synonyms -
Manual accounting system, سیستم حسابداری دستی |