Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اقتصاد کینزی Keynesian Economics
اقتصاد کینزی بر این ایده استوار است که دولت باید به‌صورت فعال در اقتصاد دخالت کند، به‌ویژه در دوره‌های رکود. بر اساس این نظریه، دولت باید هزینه کند—even اگر مجبور به استقراض شود—تا تقاضا را در اقتصاد حفظ کند.
کلیک ها - 118
Synonyms - اقتصاد کینزی,Keynesian Economics
احتمال عینی Objective Probability

احتمال عینی (Objective Probability) به احتمال وقوع یک رویداد بر اساس داده‌های واقعی، قابل اندازه‌گیری و ثبت‌شده اشاره دارد، نه بر پایه حدس، احساس یا شهود. در این رویکرد، هر داده یک مشاهده مستند، واقعیت آماری یا بخشی از یک سابقه طولانی داده‌هاست که برای محاسبه احتمال استفاده می‌شود.

کلیک ها - 105
Synonyms - احتمال عینی,Objective Probability
اسپرد ناخالص Gross Spread

اسپرد ناخالص به کارمزدی گفته می‌شود که متعهدان پذیره‌نویسی (Underwriters) در فرآیند عرضه اولیه سهام (IPO) دریافت می‌کنند.
IPO فرآیندی است که طی آن یک شرکت خصوصی با انتشار سهام به یک شرکت عمومی تبدیل می‌شود.

کلیک ها - 184
Synonyms - اسپرد ناخالص,Gross Spread
اصطلاح Gunslinger

در اصطلاح مالی، Gunslinger به یک مدیر پرتفوی یا معامله‌گر گفته می‌شود که رویکردی تهاجمی و پرریسک در سرمایه‌گذاری دارد. این افراد معمولاً به‌جای تمرکز بر ارزش بنیادی شرکت‌ها، به حرکات قیمتی کوتاه‌مدت و مومنتوم بازار توجه می‌کنند تا از نوسانات سریع سود ببرند.

کلیک ها - 193
Synonyms - اصطلاح Gunslinger,Gunslinger
اختیار معامله فعال‌شونده با عبور از سقف (Up-and-In Option)

اختیار معامله Up-and-In نوعی از اختیارهای مانع‌دار (Barrier Options) است که تنها زمانی فعال می‌شود که قیمت دارایی پایه به یک سطح مشخص و از پیش تعیین‌شده، به نام مانع (Barrier Level)، برسد یا از آن عبور کند.

کلیک ها - 63
Synonyms - اختیار معامله فعال‌شونده با عبور از سقف,Up-and-In Option
اقلام غیرعادی یا غیرمکرر (Unusual Item)

اقلام غیرعادی یا غیرمکرر (Unusual or Infrequent Items) به درآمدها، هزینه‌ها، سودها یا زیان‌هایی گفته می‌شود که به فعالیت‌های عادی و جاری یک شرکت ارتباط مستقیمی ندارند و انتظار نمی‌رود به‌صورت منظم تکرار شوند.

کلیک ها - 59
Synonyms - اقلام غیرعادی یا غیرمکرر,Unusual Item
ابزار بدهی Debt Instrument

ابزار بدهی (Debt Instrument) نوعی ابزار مالی است که برای تأمین سرمایه استفاده می‌شود. این ابزار شامل تعهدی مستند و الزام‌آور بین دو طرف است که در آن یک طرف به طرف دیگر پول قرض می‌دهد و روش بازپرداخت در قرارداد مشخص می‌شود. ابزارهای بدهی معمولاً شامل بهره، برنامه پرداخت و زمان سررسید هستند.

کلیک ها - 366
Synonyms - ابزار بدهی,Debt Instrument