کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| میانی دفتر Middle Office | میانی دفتر (Middle Office) یکی از سه بخش اصلی در شرکتهای مالی است که بین Front Office (خط مقدم) و Back Office (پشتیبانی) قرار میگیرد.
کلیک ها - 53 Synonyms -
میانی دفتر,Middle Office |
| میانه Median | میانه (Median) یکی از مهمترین معیارهای آمار توصیفی است که عدد میانی یک مجموعه داده مرتبشده (صعودی یا نزولی) را نشان میدهد.
کلیک ها - 83 Synonyms -
میانه,Median |
| میانگینگرایی یا بازگشت به میانگین Mean Reversion | میانگینگرایی (Mean Reversion) یک نظریه مالی است که بیان میکند قیمت داراییها و بازده آنها تمایل دارند پس از نوسانات شدید، دوباره به میانگین تاریخی خود بازگردند.
کلیک ها - 86 Synonyms -
میانگینگرایی,بازگشت به میانگین,Mean Reversion |
| میانگینسازی ارزش (Value Averaging یا VA) | میانگینسازی ارزش یا Value Averaging (VA) یک استراتژی سرمایهگذاری منظم است که شباهت زیادی به میانگین هزینه دلاری (Dollar-Cost Averaging یا DCA) دارد، اما در یک نکته اساسی متفاوت است: مبلغ سرمایهگذاری در هر دوره ثابت نیست.
کلیک ها - 8 Synonyms -
میانگینسازی ارزش,Value Averaging,VA |
| میانگین هندسی Geometric Mean | میانگین هندسی نوعی میانگین است که از حاصلضرب مجموعهای از اعداد به دست میآید. این میانگین بیشتر توسط تحلیلگران مالی، مدیران پرتفوی سرمایهگذاری و سایر متخصصان برای ارزیابی عملکرد سرمایهگذاریها یا پرتفویها استفاده میشود.
کلیک ها - 144 Synonyms -
میانگین هندسی,Geometric Mean |
| میانگین هزینه دلار Dollar-Cost Averaging | میانگین گیری هزینه های دلاری، استراتژی است که میتواند با انجام خودکار خرید، مقابله با بازارهای نامطمئن را آسانتر کند. همچنین از تلاش یک سرمایه گذار برای سرمایه گذاری منظم حمایت می کند.
کلیک ها - 294 Synonyms -
میانگین هزینه دلار,Dollar-Cost Averaging |
| میانگین هارمونیک Harmonic Mean | میانگین هارمونیک نوعی میانگین ریاضی است که بهویژه در مواقعی کاربرد دارد که دادهها بهصورت نسبت یا نرخ بیان شدهاند، مانند نسبت قیمت به درآمد (P/E) در تحلیلهای مالی.
کلیک ها - 278 Synonyms -
میانگین هارمونیک,Harmonic Mean |