Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
امور مالی Finance

امور مالی جریان پول و نحوه‌ی کسب، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، قرض گرفتن و خرج کردن آن توسط مردم، شرکت‌ها و دولت‌ها را توصیف می‌کند. امور مالی شخصی در مورد بودجه‌بندی، خرج کردن، قرض گرفتن، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری برای آینده است. امور مالی شرکتی شامل افزایش سرمایه و انتشار سهام، ایجاد و گسترش یک کسب و کار، خرید تجهیزات، اجاره ماشین‌آلات و استخدام کارکنان است. امور مالی عمومی بر مدیریت بدهی عمومی، هزینه‌های خدمات عمومی، جمع‌آوری مالیات و تحریک اقتصاد تمرکز دارد. امور مالی برای رشد ثروت، تصمیم‌گیری و مدیریت ریسک بسیار مهم است.

کلیک ها - 103
Synonyms - امور مالی,Finance
امور مالی رفتاری Behavioral Finance

امور مالی رفتاری، زیرشاخه ای از اقتصاد رفتاری، پیشنهاد می کند که تأثیرات و سوگیری های روانی بر رفتارهای مالی سرمایه گذاران و متخصصان مالی تأثیر می گذارد. علاوه بر این، تأثیرات و سوگیری‌ ها می‌تواند منشأ تبیین انواع ناهنجاری‌های بازار و به‌ ویژه ناهنجاری‌های بازار در بازار سهام، مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت سهام باشد.

کلیک ها - 242
Synonyms - امور مالی رفتاری,Behavioral Finance
امور مالی شرکتی Corporate Finance

امور مالی شرکتی به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و تصمیمات مالی گفته می‌شود که هدف آن‌ها بهینه‌سازی ساختار سرمایه و افزایش ارزش سهامداران است. امور مالی شرکتی زیرشاخه ای از تامین مالی شرکتی ی است که به نحوه رسیدگی شرکت ها به منابع تامین مالی، ساختار سرمایه، حسابداری و تصمیمات سرمایه گذاری می پردازد.

کلیک ها - 147
Synonyms - امور مالی شرکتی,Corporate Finance
امپراتوری‌ سازی Empire Building

امپراتوری‌ سازی عمل تلاش برای افزایش اندازه و دامنه قدرت و نفوذ یک فرد یا سازمان است. در دنیای شرکت‌ها، این امر در سطح درون شرکتی دیده می‌شود، زمانی که مدیران یا مسئولان اجرایی بیشتر نگران گسترش واحدهای تجاری، سطح کارکنان و ارزش دلاری دارایی‌های تحت کنترل خود هستند تا توسعه و اجرای راه‌هایی برای منفعت سهامداران.

کلیک ها - 130
Synonyms - امپراتوری‌ سازی,Empire Building
امید به زندگی Life Expectancy
امید به زندگی یک برآورد آماری است که نشان می‌دهد یک فرد، بر اساس داده‌های بیم‌سنجی (Actuarial Data)، به‌طور متوسط چند سال عمر خواهد کرد.
کلیک ها - 49
Synonyms - امید به زندگی,Life Expectancy
انبار داده Data Warehouse

انبار داده، ذخیره الکترونیکی امن اطلاعات توسط یک تجارت یا سازمان دیگر است. هدف یک انبار داده ایجاد مجموعه ای از داده های تاریخی است که بتوان آنها را بازیابی و تجزیه و تحلیل کرد تا بینش مفیدی در مورد عملیات سازمان ارائه دهد.

کلیک ها - 209
Synonyms - انبار داده,Data Warehouse
انبساط Expansion

انبساط مرحله‌ای از چرخه تجاری است که در آن تولید ناخالص داخلی واقعی (GDP واقعی) برای دو یا چند فصل متوالی رشد می‌کند و از یک افت به یک اوج می‌رسد. انبساط معمولاً با افزایش اشتغال، اعتماد مصرف‌کننده و بازارهای سهام همراه است و همچنین به عنوان بهبود اقتصادی شناخته می‌شود.

کلیک ها - 185
Synonyms - انبساط,Expansion