Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مقررات یکنواخت بیمه‌نامه (Uniform Policy Provisions) در بیمه درمانی

مقررات یکنواخت بیمه‌نامه (Uniform Policy Provisions) مجموعه‌ای از بندها و شروط استاندارد در بیمه‌های درمانی و بیمه‌های حوادث هستند که با هدف ایجاد شفافیت، حمایت از حقوق بیمه‌گذاران و یکسان‌سازی قراردادهای بیمه تدوین شده‌اند. این مقررات شامل دو دسته اصلی یعنی بندهای اجباری (Mandatory Provisions) و بندهای اختیاری (Optional Provisions) هستند.

کلیک ها - 11
Synonyms - مقررات یکنواخت بیمه‌نامه در بیمه درمانی,Uniform Policy Provisions
مقیاس قیمتی لگاریتمی Logarithmic Price Scale

مقیاس قیمتی لگاریتمی یا Logarithmic Price Scale نوعی مقیاس در نمودارهای قیمتی است که در آن تغییرات درصدی با فاصلهٔ عمودی یکسان نمایش داده می‌شوند.
به‌عبارت ساده‌تر:

  • افزایش قیمت از 10 به 20 (100٪ رشد)
  • و افزایش قیمت از 100 به 200 (همچنان 100٪ رشد)

هر دو رشد، فاصلهٔ عمودی یکسانی روی نمودار لگاریتمی دارند.

کلیک ها - 59
Synonyms - مقیاس قیمتی لگاریتمی,Logarithmic Price Scale
مقیاس کارای حداقل Minimum Efficient Scale
مقیاس کارای حداقل (MES) نقطه‌ای است که در آن یک شرکت می‌تواند محصول خود را با کمترین هزینه متوسط (Average Cost) ممکن تولید کند.
کلیک ها - 45
Synonyms - مقیاس کارای حداقل,Minimum Efficient Scale,MES
مقیاس همکار کم‌ارجح Least-Preferred Coworker Scale

مقیاس «همکار کم‌ارجح» یا LPC ابزاری است که توسط پژوهشگر آمریکایی فرد فیدلر (Fred Fiedler) طراحی شده تا تعیین کند سبک رهبری یک فرد بیشتر رابطه‌محور است یا وظیفه‌محور.

کلیک ها - 57
Synonyms - مقیاس همکار کم‌ارجح,Least-Preferred Coworker Scale
مقیاس‌پذیری (Scalability)

مقیاس‌پذیری (Scalability) به توانایی یک شرکت یا سیستم برای رشد و افزایش حجم فعالیت بدون افت عملکرد یا افزایش غیرمنطقی هزینه‌ها گفته می‌شود.

کلیک ها - 37
Synonyms - مقیاس‌پذیری,Scalability
مقیم خارجی (Resident Alien)

مقیم خارجی یا Resident Alien به فردی گفته می‌شود که در ایالات متحده زندگی می‌کند اما شهروند آمریکا نیست. این افراد معمولاً به‌عنوان مهاجر قانونی شناخته می‌شوند که اجازه اقامت در آمریکا را دارند.

کلیک ها - 45
Synonyms - مقیم خارجی,Resident Alien
مکالمه DDE conversation

مکالمه DDE: تعامل بین دو برنامه کاربردی که از طریق توابع و کدهای ویژه ای که به عنوان تبادل داده پویا (DDE) در حال ارتباط و تبادل اطلاعات هستند.

کلیک ها - 313
Synonyms - مکالمه ,DDE conversation