Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
اقدام مالیاتی Levy
اقدام مالیاتی (Levy) به معنای توقیف قانونی دارایی برای تسویه یک بدهی پرداخت‌نشده است.
اگر فردی مالیات خود را پرداخت نکند، نهادهای مالیاتی—مانند IRS در آمریکا—می‌توانند بخشی از دارایی او را توقیف و برای پرداخت بدهی استفاده کنند.
کلیک ها - 53
Synonyms - اقدام مالیاتی Levy,Levy
اقدام مثبت Affirmative Action

اقدام مثبت به سیاستی اطلاق می شود که هدف آن افزایش محل کار و فرصت های آموزشی برای افرادی است که در حوزه های مختلف جامعه نمایندگی کمتری دارند. این امر بر جمعیت شناسی با نمایندگی کم سابقه در نقش های رهبری و حرفه ای تمرکز دارد. اغلب به عنوان وسیله ای برای مقابله با تبعیض علیه گروه های خاص در نظر گرفته می شود.

کلیک ها - 257
Synonyms - اقدام مثبت,Affirmative Action
اقلام تعهدی Accruals

اقلام تعهدی درآمدهای به دست آمده یا هزینه های انجام شده است که سود خالص شرکت را بر صورت سود و زیان تأثیر می گذارد، اما وجه نقد مربوط به معامله هنوز تغییر نکرده است. اقلام تعهدی همچنین بر ترازنامه تأثیر می گذارد زیرا دارایی ها و بدهی های غیر نقدی را شامل می شود.

کلیک ها - 203
Synonyms - اقلام تعهدی,Accruals
اقلام غیرعادی Extraordinary Item

اقلام غیرعادی شامل سود یا زیان ناشی از رویدادهایی بود که ماهیت غیرمعمول و نادر داشتند و به طور جداگانه در صورت‌های مالی شرکت‌ها طبقه‌بندی، ارائه و افشا می‌شدند. اقلام غیرعادی معمولاً در یادداشت‌های صورت‌های مالی بیشتر توضیح داده می‌شدند. شرکت‌ها یک قلم غیرعادی را جدا از سود عملیاتی خود نشان می‌دادند زیرا معمولاً سود یا زیان یک‌باره بود و انتظار نمی‌رفت در آینده تکرار شود.

کلیک ها - 127
Synonyms - اقلام غیرعادی,Extraordinary Item
اقناع اخلاقی Moral Suasion

اقناع اخلاقی (Moral Suasion) به استفاده از ترغیب کلامی، هشدارهای ضمنی، فشار غیرمستقیم یا تهدیدهای نرم گفته می‌شود—بدون استفاده از زور فیزیکی یا اجبار قانونی—برای اینکه فرد یا گروهی رفتاری مشخص را انجام دهد.

کلیک ها - 26
Synonyms - اقناع اخلاقی,Moral Suasion
اقیانوس آبی Blue Ocean

اقیانوس آبی یک اصطلاح صنعت کارآفرینی است که در سال 2005 برای توصیف بازاری جدید با رقابت کم یا موانع موجود بر سر راه نوآوران ایجاد شد. این اصطلاح به «اقیانوس خالی» وسیعی از گزینه‌ها و فرصت‌های بازار اشاره دارد که با ظهور یک صنعت یا نوآوری جدید یا ناشناخته رخ می‌دهد.

کلیک ها - 220
Synonyms - اقیانوس آبی,Blue Ocean
اقیانوس را بجوشانید Boil the Ocean

«اقیانوس بجوشد» اصطلاحی است که به معنای انجام یک کار یا پروژه غیرممکن یا دشوار کردن غیر ضروری یک کار یا پروژه است. این عبارت در کسب و کار و در بین شرکت های نوپا و همچنین در سایر تنظیمات گروه ظاهر می شود و در رابطه با نحوه برخورد فرد با یک کار یک عبارت منفی در نظر گرفته می شود.

کلیک ها - 283
Synonyms - اقیانوس را بجوشانید,Boil the Ocean