Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نسبت سببی یا خویشاوند قانونی Next of Kin

Next of Kin به نزدیک‌ترین خویشاوند زنده یک فرد گفته می‌شود که این نزدیکی می‌تواند از طریق نَسَب (خون) یا روابط قانونی مانند ازدواج یا فرزندخواندگی ایجاد شده باشد. این مفهوم به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که فرد وصیت‌نامه نداشته باشد، زیرا در چنین شرایطی تعیین تکلیف ارث، مدیریت اموال و حتی تصمیم‌های درمانی بر اساس next of kin انجام می‌شود.

کلیک ها - 35
Synonyms - نسبت سببی,خویشاوند قانونی,Next of Kin
نسبت سربار Overhead Ratio

نسبت سربار یا Overhead Ratio شاخصی برای سنجش کارایی هزینه‌ای یک شرکت است که نشان می‌دهد هزینه‌های عملیاتی کسب‌وکار در مقایسه با درآمدهای عملیاتی و درآمد مشمول مالیات چه سهمی دارند.

کلیک ها - 22
Synonyms - نسبت سربار,Overhead Ratio
نسبت سرمایه‌گذاری افزایشی به تولید Incremental Capital Output Ratio
نسبت سرمایه‌گذاری افزایشی به تولید یا Incremental Capital Output Ratio (ICOR) شاخصی است که نشان می‌دهد برای ایجاد یک واحد رشد اقتصادی (معمولاً در قالب تولید ناخالص داخلی یا GDP)، چه مقدار سرمایه‌گذاری لازم است.
کلیک ها - 119
Synonyms - نسبت سرمایه‌گذاری افزایشی به تولید,Incremental Capital Output Ratio,ICOR
نسبت سریع (Quick Ratio)

نسبت سریع یا Quick Ratio یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مالی است که نشان می‌دهد یک شرکت تا چه حد می‌تواند بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را فوراً و تنها با استفاده از نقدشونده‌ترین دارایی‌ها پرداخت کند.

کلیک ها - 9
Synonyms - نسبت سریع,Quick Ratio
نسبت سود به هزینه Benefit-Cost Ratio

نسبت سود به هزینه (BCR) نسبتی است که در تجزیه و تحلیل هزینه و فایده برای خلاصه کردن رابطه کلی بین هزینه‌های نسبی و منافع یک پروژه پیشنهادی استفاده می‌شود.

کلیک ها - 523
Synonyms - نسبت سود به هزینه,Benefit-Cost Ratio,BRC
نسبت عملیاتی Operating Ratio

نسبت عملیاتی (Operating Ratio) معیاری برای سنجش کارایی مدیریت شرکت است که با مقایسه کل هزینه‌های عملیاتی (OPEX) با فروش خالص محاسبه می‌شود. این نسبت نشان می‌دهد شرکت تا چه اندازه توانسته است هزینه‌ها را کنترل کرده و هم‌زمان درآمد ایجاد کند.

کلیک ها - 22
Synonyms - نسبت عملیاتی,Operating Ratio,OPEX
نسبت فاصله دفاعی Defensive Interval Ratio

نسبت فاصله دفاعی (DIR) که دوره بازه دفاعی (DIP) یا بازه دفاعی پایه (BDI) نیز نامیده می‌شود، یک معیار مالی است که تعداد روزهایی را که یک شرکت می‌تواند بدون نیاز به دسترسی به دارایی‌های غیرجاری، دارایی‌های بلندمدت که ارزش کامل آنها در سال حسابداری جاری قابل دستیابی نیست، یا منابع مالی خارجی اضافی را نشان می‌دهد.

کلیک ها - 190
Synonyms - نسبت فاصله دفاعی,Defensive Interval Ratio,DIR