Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
کارمند غیرمعاف Non-Exempt Employee

کارمند غیرمعاف یا Non-Exempt Employee به کارمندی گفته می‌شود که طبق قوانین فدرال آمریکا، مشمول حداقل دستمزد و اضافه‌کاری است. این نوع کارمند معمولاً در ازای هر ساعت کار، دستمزد ساعتی دریافت می‌کند و اگر بیش از ساعات استاندارد کار کند، حق اضافه‌کاری دارد.

کلیک ها - 17
Synonyms - کارمند غیرمعاف,Non-Exempt Employee
کارمند معاف Exempt Employee

اصطلاح کارمند معاف به دسته‌ ای از کارمندان اشاره دارد که در قانون استانداردهای منصفانه کار (FLSA) ذکر شده است. کارمندان معاف، اضافه کاری دریافت نمی‌کنند و واجد شرایط دریافت حداقل دستمزد نیستند. این موضوع بر اساس نوع کاری است که انجام می‌دهند. وقتی یک کارمند معاف است، در درجه اول به این معنی است که از دریافت اضافه کاری معاف است. کارمندان معاف در مقابل کارمندان غیر معاف قرار دارند.

کلیک ها - 85
Synonyms - کارمند معاف,Exempt Employee
کارمند کلیدی Key Employee

کارمند کلیدی (Key Employee) به شخصی گفته می‌شود که در یک شرکت نقش حیاتی دارد؛ نقشی که یا از مالکیت قابل‌توجه در شرکت ناشی می‌شود یا از قدرت تصمیم‌گیری بالا. معمولاً این افراد جزو کارکنان با جبران خدمات بالا هستند و علاوه بر حقوق، از مزایا و مشوق‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوند تا هم جذب شرکت شوند و هم در آن بمانند.

کلیک ها - 29
Synonyms - کارمند کلیدی,Key Employee
کارهای خسته‌کننده یا کم‌ارزش Grunt Work

اصطلاح Grunt Work معمولاً برای توصیف کارهایی به‌کار می‌رود که:

  • کم‌ارزش، تکراری یا بدون جذابیت هستند،
  • فاقد اعتبار یا پرستیژ بوده،
  • و اغلب خسته‌کننده به نظر می‌رسند.
کلیک ها - 126
Synonyms - کارهای خسته‌کننده,کارهای کم‌ارزش,Grunt Work
کارگر دلسرد Discouraged Worker

کارگر دلسرد، فردی است که واجد شرایط استخدام است و می تواند کار کند، اما در حال حاضر بیکار است و در چهار هفته گذشته تلاشی برای یافتن شغل نکرده است. کارگران دلسرد معمولاً از جستجوی شغل منصرف می‌شوند، زیرا گزینه‌های شغلی مناسبی پیدا نکرده‌اند یا در هنگام درخواست شغلی به دست نیاوردند.

کلیک ها - 212
Synonyms - کارگر دلسرد,Discouraged Worker
کارگزار Broker

کارگزار فرد یا شرکتی است که به عنوان واسطه بین سرمایه گذار و بورس اوراق بهادار عمل می کند. یا یک کارگزار می تواند یک متخصص املاک دارای مجوز باشد که به طور معمول بر سایر بنگاه های املاک یا کل کارگزاری املاک نظارت می کند.

کلیک ها - 169
Synonyms - کارگزار,Broker
کارگزار ECN Broker

کارگزار ECN یک واسطه مالی است که از شبکه‌های ارتباطات الکترونیکی (ECN) برای دسترسی مستقیم مشتریان به سایر شرکت‌کنندگان در بازارهای سهام و ارز استفاده می‌کند. از آنجا که یک کارگزار ECN قیمت‌های چندین شرکت‌کننده در بازار را تجمیع می‌کند، معمولاً می‌تواند به مشتریان خود اسپردهای پیشنهاد/درخواست کمتری نسبت به آنچه در غیر این صورت برای آنها در دسترس است، ارائه دهد.

کلیک ها - 104
Synonyms - کارگزار ECN,ECN Broker,Electronic Communication Network