کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| وانین مربوط به تراستهای گرنتور Grantor Trust Rules | قوانین گرنتور تراست مجموعهای از مقررات در قانون مالیات داخلی ایالات متحده (IRC) هستند که نحوه مالیاتدهی تراستهایی را که توسط یک فرد (گرنتور) ایجاد شدهاند، مشخص میکنند. این قوانین در بخشهای 671 تا 679 از IRC آمدهاند و هدف آنها جلوگیری از سوءاستفادههای مالیاتی و تعیین مسئولیت مالیاتی گرنتور است.
کلیک ها - 69
|
| واژه ابزار Instrument | واژه ابزار به هر وسیلهای گفته میشود که برای انتقال، نگهداری یا تحقق ارزش یا تعهدات مالی مورد استفاده قرار گیرد. در حوزه مالی، ابزار به یک دارایی قابل معامله یا مورد مذاکره اشاره دارد؛ مانند:
کلیک ها - 43 Synonyms -
ابزار,Instrument |
| واژهی Laggard در بازارهای مالی | واژهی Laggard در بازارهای مالی به سهام یا داراییای گفته میشود که عملکردی ضعیفتر از شاخص معیار یا همگروههای خود دارد.
کلیک ها - 31 Synonyms -
واژهی Laggard در بازارهای مالی,Laggard |
| واکنشگرا Responsive Website | واکنشگرا Responsive Website: طراحی وب واکنشگرا رویکردی است که نشان می دهد طراحی و توسعه باید به رفتار و محیط کاربر بر اساس اندازه صفحه نمایش، پلت فرم و جهت گیری پاسخ دهد. این موضوع شامل ترکیبی از شبکه ها و طرح بندیهای انعطاف پذیر، تصاویر و استفاده هوشمندانه از پرسشهای رسانهای CSS است.
کلیک ها - 560 Synonyms -
Responsive Website,واکنشگرا |
| واگذاری Assignment | واگذاری: انتقال حقوق یا دارایی یک فرد به شخص یا تجارت دیگری. این مفهوم در انواع معاملات تجاری وجود دارد و اغلب به صورت قراردادی بیان می شود. در معاملات، واگذاری زمانی اتفاق می افتد که یک قرارداد اختیار معامله اعمال می شود.
کلیک ها - 191 Synonyms -
واگذاری,Assignment,تخصیص |
| واگذاری Disposition | واگذاری، عمل فروش یک دارایی یا اوراق بهادار است. رایجترین شکل واگذاری، فروش یک سرمایهگذاری سهام در بازار آزاد، مانند بورس اوراق بهادار است.
کلیک ها - 315 Synonyms -
واگذاری,Disposition |
| واگذاری Divestiture | واگذاری جزئی یا کامل عملیات یا داراییهای یک شرکت یا نهاد دیگر از طریق فروش، مبادله، تعطیلی یا ورشکستگی است. واگذاری معمولاً ناشی از تصمیم مدیریت برای توقف فعالیت یک واحد تجاری است زیرا بخشی از صلاحیت اصلی شرکت نیست.
کلیک ها - 252 Synonyms -
واگذاری,Divestiture,Divestment |