کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| لغو قوانین جو بایدن Judges and lawmakers | قاضیان و قانونگذاران اکنون بسیاری از تلاشهای جو بایدن، رئیسجمهور پیشین، برای تنظیم نحوه رفتار مؤسسات مالی با مشتریانشان را لغو کردهاند.
کلیک ها - 68 Synonyms -
لغو قوانین جو بایدن,Judges and lawmakers Biden |
| دفاع پکمن Pac-Man Defense | دفاع پکمن یک استراتژی در زمان تصاحب خصمانه (Hostile Takeover) است که در آن شرکت هدف، بهجای تسلیم شدن، خودش تلاش میکند شرکت مهاجم را خریداری کند. این تاکتیک دقیقاً مانند بازی پکمن است که در آن شکارچی و شکار جایشان عوض میشود.
کلیک ها - 45 Synonyms -
دفاع پکمن,Pac-Man Defense |
| فرمت خودکار Autoformat | فرمت خودکار: مجموعه ای داخلی از قالب های سلولی (مانند اندازه فونت، الگوها و تراز) که می توانید آن ها را برای طیف وسیعی از داده ها اعمال کنید. اکسل سطوح خلاصه و جزئیات را در محدوده انتخاب شده تعیین می کند و بر اساس آن فرمت ها را درج و اعمال می کند.
کلیک ها - 337 Synonyms -
فرمت خودکار,Autoformat |
| بورس ملی کالا و مشتقات National Commodity and Derivatives Exchange | بورس ملی کالا و مشتقات هند (NCDEX) یک بورس کالایی است که تمرکز اصلی آن بر معاملات کالاهای کشاورزی قرار دارد. این بورس در سال ۲۰۰۳ تأسیس شد و دفتر مرکزی آن در بمبئی قرار دارد.
کلیک ها - 56 Synonyms -
بورس ملی کالا و مشتقات,National Commodity and Derivatives Exchange,NCDEX |
| انتزاع داده ها Data Abstraction | انتزاع داده ها: یک اصل از مدل سازی داده ها که بر جدایی بین رابط خارجی و پیاده سازی داخلی تأکید دارد.
کلیک ها - 555 Synonyms -
انتزاع داده ها,Data Abstraction |
| آلن گرینسپن Alan Greenspan | آلن گرینسپن یک اقتصاددان آمریکایی است که از سال 1987 تا 2006 رئیس هیئت مدیره فدرال رزرو ، بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا بود. کمیته (FOMC)، که کمیته اصلی سیاست گذاری پولی فدرال رزرو است که در مورد نرخ بهره و مدیریت عرضه پول ایالات متحده تصمیم می گیرد.
کلیک ها - 750 Synonyms -
آلن گرینسپن,Alan Greenspan |
| سخت افزار Hardware | سخت افزار: قطعات فیزیکی کامپیوتر یا سایر وسایل الکترونیکی.
کلیک ها - 467 Synonyms -
سخت افزار,Hardware |