Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
ورشکستگی Bankruptcy

ورشکستگی یک روند قانونی است که زمانی شروع می شود که یک شخص یا شرکت نتواند بدهی ها یا تعهدات معوقه را بازپرداخت کند. این یک شروع تازه برای افرادی است که دیگر توانایی پرداخت صورت حساب خود را ندارند.

کلیک ها - 289
Synonyms - ورشکستگی,Bankruptcy
ورشکستگی فصل 11 Chapter

فصل 11 نوعی ورشکستگی است که شامل سازماندهی مجدد دارایی ها و بدهی های بدهکار تحت نظارت دادگاه است. معمولاً توسط مشاغل مورد استفاده قرار می گیرد و به عنوان ورشکستگی "سازماندهی مجدد" نیز شناخته می شود.

کلیک ها - 559
Synonyms - ورشکستگی فصل 11,Chapter 11
ورشکستگی یا ناتوانی مالی Insolvency
Insolvency به وضعیتی گفته می‌شود که یک کسب‌وکار یا فرد دیگر قادر به پرداخت بدهی‌های خود نیست.
برای شرکت‌ها، این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که نتوانند بدهی‌های خود به طلبکاران را پرداخت کنند، حقوق کارکنان را بپردازند یا فعالیت‌های خود را ادامه دهند.
کلیک ها - 50
Synonyms - ورشکستگی,ناتوانی مالی,Insolvency
وزن برابر Equal weight

وزن برابر نوعی روش اندازه‌ گیری متناسب است که به هر سهم در یک پرتفوی، شاخص یا صندوق شاخص، اهمیت یکسانی می‌دهد. بنابراین، سهام کوچکترین شرکت‌ها در ارزیابی عملکرد کلی گروه، اهمیت آماری یا وزن یکسانی با بزرگترین شرکت‌ها دارند.

کلیک ها - 228
Synonyms - وزن برابر,Equal weight
وسیله سرمایه‌گذاری Investment Vehicle

وسیله سرمایه‌گذاری به هر نوع محصول مالی گفته می‌شود که سرمایه‌گذاران برای کسب بازده مثبت از آن استفاده می‌کنند. این وسیله‌ها می‌توانند بسیار کم‌ریسک باشند—مثل گواهی سپرده (CD) یا اوراق قرضه (Bond)—یا ممکن است ریسک بالاتری داشته باشند، مانند سهام، اختیار معامله (Options) و قراردادهای آتی (Futures).

کلیک ها - 34
Synonyms - وسیله سرمایه‌گذاری,Investment Vehicle
وصول اسنادی Documentary Collection

وصول اسنادی: نوعی از تامین مالی تجارت است که در آن پس از مبادله بانک های طرفین اسناد مورد نیاز، به صادرکننده توسط یک واردکننده پول پرداخت می شود. بانک صادرکننده معمولاً پس از رسیدن کالا به محل واردکننده، در ازای اسنادی که مالکیت کالای ارسال شده را آزاد می‌کند، وجوهی را از بانک واردکننده دریافت می‌کند.

کلیک ها - 198
Synonyms - وصول اسنادی,Documentary Collection
وصول بدهی Debt Collector

وصول بدهی شخص یا سازمانی است که بدهی های بدهی حساب های معوق را بازیابی می کند. طلبکاران زمانی وصول کننده بدهی را استخدام می کنند که افراد بدهکار باشند. به جمع آوری کنندگان هزینه ثابت یا درصد معینی از مبلغی که جمع آوری می کنند پرداخت می شود. برخی از وصول کننده های بدهی، خریداران بدهی هستند، به طوری که آنها بدهی را با کسری از ارزش اسمی آن خریداری می کنند و سپس تلاش می کنند تا کل بدهی یا تا جایی که می توانند آن را بازیابی کنند. وصول بدهی ممکن است به عنوان آژانس جمع آوری نیز شناخته شود.

کلیک ها - 362
Synonyms - وصول بدهی,Debt Collector