Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه درآمد Cost of Revenue

اصطلاح هزینه درآمد به کل هزینه تولید و ارائه یک محصول یا خدمات به مصرف کنندگان اشاره دارد. اطلاعات هزینه درآمد در صورت سود و زیان شرکت یافت می شود. برای نشان دادن هزینه های مستقیم مرتبط با کالاها و خدماتی که شرکت ارائه می دهد طراحی شده است. صنعت خدمات اغلب استفاده از معیارهای هزینه درآمد را ترجیح می دهد زیرا این یک حساب جامع تر از هزینه های مختلف مرتبط با فروش یک کالا یا خدمات است.

کلیک ها - 151
Synonyms - هزینه درآمد,Cost of Revenue
هزینه زندگی Cost of Living

هزینه زندگی به پول مورد نیاز برای وسایل ضروری مانند مسکن، غذا، مالیات و مراقبت های بهداشتی در یک مکان و زمان خاص اشاره دارد. اغلب برای مقایسه هزینه های زندگی در شهرهای مختلف استفاده می شود. هزینه های زندگی بالاتر، مانند نیویورک، مستلزم حقوق بالاتر برای استطاعت زندگی در این منطقه است.

کلیک ها - 345
Synonyms - هزینه زندگی,Cost of Living
هزینه سرمایه Capitalized Cost

بهای تمام شده سرمایه ای هزینه ای است که به بهای تمام شده دارایی ثابت در ترازنامه شرکت اضافه می شود. هزینه های سرمایه ای هنگام ساخت یا خرید دارایی های ثابت متحمل می شوند. آنها در دوره وقوع هزینه نمی شوند، اما در طول زمان از طریق استهلاک شناسایی می شوند.

کلیک ها - 220
Synonyms - هزینه سرمایه,Capitalized Cost
هزینه سرمایه Cost of Capital

هزینه سرمایه محاسبه حداقل بازدهی است که برای توجیه انجام یک پروژه بودجه بندی سرمایه، مانند ساخت یک کارخانه جدید، ضروری است. ارزیابی این است که آیا یک تصمیم پیش بینی شده می تواند با هزینه آن توجیه شود یا خیر.

کلیک ها - 294
Synonyms - هزینه سرمایه,Cost of Capital,WACC
هزینه سرمایه افزایشی Incremental Cost of Capital
هزینه سرمایه افزایشی (Incremental Cost of Capital) میانگین هزینه‌ای است که یک شرکت برای تأمین یک واحد اضافی سرمایه از طریق انتشار بدهی یا سهام جدید متحمل می‌شود.
کلیک ها - 60
Synonyms - هزینه سرمایه افزایشی,Incremental Cost of Capital
هزینه شناور Floating Charge

هزینه شناور که به عنوان حق رهن شناور نیز شناخته می‌شود، یک حق وثیقه یا وثیقه بر روی گروهی از دارایی‌های غیرثابت است که ممکن است از نظر کمیت و ارزش تغییر کنند.

کلیک ها - 93
Synonyms - هزینه شناور,Floating Charge
هزینه صریح Explicit Cost

هزینه‌های صریح، هزینه‌های عادی کسب‌ و کار هستند که در دفتر کل یک شرکت ظاهر می‌شوند و مستقیماً بر سودآوری آن تأثیر می‌گذارند. آن‌ها مبالغ دلاری مشخصی دارند که به صورت سود و زیان سرازیر می‌شوند. نمونه‌هایی از هزینه‌های صریح شامل دستمزدها، پرداخت‌های اجاره، قبوض آب و برق، مواد اولیه و سایر هزینه‌های مستقیم است.

کلیک ها - 215
Synonyms - هزینه صریح,Explicit Cost