Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
فیلد محاسباتی (جدول محوری) Calculated field (PivotTable)

فیلد محاسباتی (جدول محوری): فیلدی در جدول یا نمودار محوری که از فرمولی که شما ایجاد می‌کنید استفاده می‌کند. فیلدهای محاسبه شده یا محاسباتی می توانند با استفاده از محتویات فیلدهای دیگر در PivotTable یا PivotChart محاسبات را انجام دهند.

کلیک ها - 525
Synonyms - فیلد محاسباتی (جدول محوری),Calculated field (PivotTable)
فیلد محاسبه شده یا محاسباتی (پایگاه داده) Calculated field (database)

فیلد محاسبه شده یا محاسباتی (پایگاه داده): فیلدی در مجموعه نتایج یک پرس و جو، که نتیجه یک عبارت را به جای داده های یک پایگاه داده نمایش می دهد.

کلیک ها - 305
Synonyms - فیلد محاسبه شده یا محاسباتی (پایگاه داده),Calculated field (database)
فیلد مقدار Value field

فیلد مقدار: فیلدی از فهرست منبع، جدول یا پایگاه داده که حاوی داده‌هایی است که در یک PivotTable یا PivotChart خلاصه شده‌اند. یک فیلد مقدار معمولاً حاوی داده‌های عددی است، مانند آمار یا مبالغ فروش.

کلیک ها - 382
Synonyms - فیلد مقدار,Value field
فیلد یا رکورد قفل شده است Locked field or record

فیلد یا رکورد قفل شده است: شرایط یک رکورد، فیلد، یا شیء دیگر در پایگاه داده که به آن اجازه می‌دهد در Query مشاهده شود اما تغییر نکند (فقط خواندنی).

کلیک ها - 280
Synonyms - فیلد یا رکورد قفل شده است,Locked field or record
فیلدهای سری Series field

فیلدهای سری: فیلدی که در ناحیه سری یک PivotChart نمایش داده می شود. موارد موجود در یک فیلد سری در قسمت شرح، فهرست شده اند و نام سری داده های فردی را ارائه می دهند.

کلیک ها - 262
Synonyms - فیلدهای سری,Series field
فیوچرز شاخص Index Futures

فیوچرز شاخص ابزارهای مالی مهمی هستند که به معامله‌گران امکان می‌دهند روی حرکت‌های آینده شاخص‌های بازار سهام حدس بزنند (Speculate) یا ریسک خود را پوشش دهند (Hedge). این قراردادها در ابتدا برای سرمایه‌گذاران نهادی طراحی شده بودند، اما اکنون برای سرمایه‌گذاران خرد نیز در دسترس هستند و فرصت‌هایی برای کسب سود یا کاهش زیان فراهم می‌کنند.

کلیک ها - 60
Synonyms - فیوچرز شاخص,Index Futures
قابل مذاکره Negotiable

واژه Negotiable در دنیای کسب‌وکار دو معنای کاملاً متفاوت دارد:

  1. قابل مذاکره بودن قیمت
    یعنی قیمت قابل بحث و تغییر است.
    وقتی می‌گوییم یک قیمت negotiable است، یعنی:
  • فروشنده می‌تواند آن را کاهش یا تغییر دهد
  • خریدار می‌تواند پیشنهاد بدهد
  • قیمت نهایی با توافق دو طرف تعیین می‌شود
کلیک ها - 20
Synonyms - قابل مذاکره,Negotiable,قابل انتقال