Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مزیت برداشت مادام‌العمر تضمین‌شده Guaranteed Lifetime Withdrawal Benefit

GLWB یک الحاقیه (Rider) است که می‌توان به مستمری متغیر (Variable Annuity) اضافه کرد. این ویژگی تضمین می‌کند که حتی اگر ارزش نقدی قرارداد به دلیل افت بازار کاهش یابد، شما همچنان حداقل سطح پرداخت مشخصی را دریافت خواهید کرد.

کلیک ها - 153
Synonyms - مزیت برداشت مادام‌العمر تضمین‌شده,Guaranteed Lifetime Withdrawal Benefit,GLWB
مزیت تضمین‌شده در صورت فوت Guaranteed Death Benefit

مزیت تضمین‌شده در صورت فوت یک شرط در قرارداد بیمه یا مستمری است که تضمین می‌کند ذی‌نفع (Beneficiary) که در قرارداد نام‌گذاری شده، در صورتی که دارنده‌ی مستمری (Annuitant) قبل از شروع پرداخت‌های مستمری فوت کند، مبلغی به‌عنوان مزیت فوت دریافت خواهد کرد.

کلیک ها - 86
Synonyms - مزیت تضمین‌شده در صورت فوت,Guaranteed Death Benefit
مزیت رقابتی Competitive Advantage

مزیت رقابتی به عواملی اشاره دارد که به شرکت اجازه می دهد کالا یا خدمات را بهتر یا ارزان تر از رقبای خود تولید کند. این عوامل به واحد تولیدی این امکان را می دهد که در مقایسه با رقبای خود در بازار، فروش بیشتری یا حاشیه سود بیشتری ایجاد کند.

کلیک ها - 366
Synonyms - مزیت رقابتی,Competitive Advantage
مزیت مطلق Absolute Advantage

مزیت مطلق توانایی یک فرد، شرکت، منطقه یا کشور برای تولید مقدار بیشتری از کالا یا خدمات با همان مقدار ورودی در واحد زمان، یا تولید همان مقدار کالا یا خدمات در واحد زمان است.

کلیک ها - 354
Synonyms - مزیت مطلق,Absolute Advantage
مزیت نسبی Comparative Advantage

مزیت نسبی توانایی اقتصاد برای تولید کالا یا خدمات خاص با هزینه فرصت کمتر از شرکای تجاری خود است. مزیت نسبی برای توضیح اینکه چرا شرکت ها، کشورها یا افراد می توانند از تجارت سود ببرند استفاده می شود.

کلیک ها - 142
Synonyms - مزیت نسبی,Comparative Advantage
مسئله Issue
در دنیای مالی، «ایشیو» یا عرضهٔ اوراق بهادار به فرایندی گفته می‌شود که طی آن شرکت‌ها اوراقی مانند سهام یا اوراق قرضه را برای سرمایه‌گذاران منتشر می‌کنند تا از این طریق سرمایهٔ مورد نیاز خود را تأمین کنند.
کلیک ها - 28
Synonyms - مسئله,Issue
مسئله داغ Hot Issue

در حوزه مالی، اصطلاح «مسئله داغ» (Hot Issue) برای توصیف عرضه اولیه سهام (IPO) به‌کار می‌رود که در میان عموم سرمایه‌گذاران محبوبیت زیادی دارد.

کلیک ها - 52
Synonyms - مسئله داغ,Hot Issue