کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| طرح مالکیت سهام کارکنان Employee Stock Ownership Plan | طرح مالکیت سهام کارکنان (ESOP) به شرکت حامی - سهامدار فروشنده - و شرکتکنندگان مزایای مالیاتی مختلفی میدهد. این یک طرح بازنشستگی واجد شرایط است. کارفرمایان اغلب از آنها به عنوان یک استراتژی مالی شرکتی برای همسو کردن منافع کارکنان خود با منافع سهامدارانشان استفاده میکنند.
کلیک ها - 189 Synonyms -
طرح مالکیت سهام کارکنان,Employee Stock Ownership Plan,ESOP |
| طرح پانزی Ponzi Scheme | طرح پانزی (Ponzi Scheme) یک نوع کلاهبرداری در سرمایهگذاری است که در آن سود سرمایهگذاران اولیه از پول سرمایهگذاران جدید پرداخت میشود، نه از سود واقعی یک فعالیت اقتصادی.
کلیک ها - 7 Synonyms -
طرح پانزی,Ponzi Scheme |
| طرح کسب و کار Business Plan | طرح کسب و کار سندی است که اهداف شرکت و راهبردهای دستیابی به آنها را مشخص می کند. هم برای استارت آپ ها و هم برای شرکت های تاسیس شده ارزشمند است.
کلیک ها - 159 Synonyms -
طرح کسب و کار,Business Plan |
| طرح کلی Outline | طرح کلی: دادههای کاربرگ که در آن ردیفها یا ستونهای دادههای جزئیات گروهبندی میشوند تا بتوانید گزارشهای خلاصه ایجاد کنید. Outline می تواند یک کاربرگ کامل یا یک بخش انتخاب شده از آن را خلاصه کند.
کلیک ها - 323 Synonyms -
طرح کلی,Outline |
| طرح کلی داده ها Outline data | طرح کلی داده ها: داده هایی که در طرح کلی کاربرگ موجود است. داده ها در طرح کلی شامل هر دو ردیف یا ستون های خلاصه و جزئیات یک Outline data است.
کلیک ها - 418 Synonyms -
طرح کلی داده ها,Outline data |
| طرح کیو Keogh Plan | طرح کیو (Keogh Plan) نوعی برنامه بازنشستگی واجد شرایط (Qualified Retirement Plan) در آمریکا است که مخصوص افراد خوداشتغال و کسبوکارهای غیرثبتشده (Unincorporated Businesses) طراحی شده است.
کلیک ها - 37 Synonyms -
طرح کیو,Keogh Plan |
| طرف مقابل Counterparty | طرف مقابل طرف دیگری است که در یک معامله مالی شرکت می کند. هر معامله باید طرف مقابل داشته باشد تا معامله انجام شود. به طور خاص، هر خریدار دارایی باید با فروشنده ای که مایل به فروش است جفت شود و بالعکس.
کلیک ها - 154 Synonyms -
طرف مقابل,Counterparty |