کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدیریت دارایی Asset Management | مدیریت دارایی، عمل خرید، فروش، و مدیریت سرمایه گذاری، متناسب با تحمل ریسک خاص، برای افزایش ثروت در طول زمان است.
کلیک ها - 180 Synonyms -
مدیریت دارایی,Asset Management |
| مدیریت دارایی/بدهی Asset/Liability Management | مدیریت دارایی/بدهی فرآیند مدیریت استفاده از داراییها و جریانهای نقدی برای کاهش ریسک زیان شرکت از عدم پرداخت به موقع بدهی است. دارایی ها و بدهی های خوب مدیریت شده، سود کسب و کار را افزایش می دهد.
کلیک ها - 394 Synonyms -
مدیریت دارایی/بدهی,Asset/Liability Management |
| مدیریت ریسک سازمانی Enterprise Risk Management | مدیریت ریسک سازمانی (ERM) روشی است که به مدیریت ریسک از منظر کل شرکت یا سازمان به صورت استراتژیک نگاه میکند. این یک استراتژی از بالا به پایین است که هدف آن شناسایی، ارزیابی و آماده سازی برای زیانها، خطرات، ریسکها و سایر پتانسیلهای آسیب است که ممکن است با عملیات و اهداف یک سازمان تداخل داشته باشد و/یا منجر به زیان شود.
کلیک ها - 209 Synonyms -
مدیریت ریسک سازمانی,Enterprise Risk Management,ERM |
| مدیریت سرمایه بلندمدت Long-Term Capital Management | LTCM یک صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) بسیار مشهور بود که توسط گروهی از اقتصاددانان برنده نوبل و معاملهگران برجسته والاستریت تأسیس شد. این صندوق در ابتدا عملکردی فوقالعاده داشت، اما در سال ۱۹۹۸ به دلیل اتخاذ استراتژیهای معاملاتی با اهرم مالی بسیار بالا دچار سقوطی فاجعهبار شد.
کلیک ها - 14 Synonyms -
مدیریت سرمایه بلندمدت,Long-Term Capital Management,LTCM |
| مدیریت سرمایه گذاری اختیاری Discretionary Investment Management | مدیریت سرمایه گذاری اختیاری شکلی از مدیریت سرمایه گذاری است که در آن تصمیمات خرید و فروش توسط مدیر پورتفولیو یا مشاور سرمایه گذاری برای حساب مشتری اتخاذ می شود. اصطلاح "اختیاری" به این واقعیت اشاره دارد که تصمیمات سرمایه گذاری به صلاحدید مدیر پورتفولیو گرفته می شود. این بدان معناست که مشتری باید حداکثر اعتماد را به توانایی های مدیر سرمایه گذاری داشته باشد.
کلیک ها - 257 Synonyms -
مدیریت سرمایه گذاری اختیاری,Discretionary Investment Management |
| مدیریت سرمایهگذاری Investment Management | مدیریت سرمایهگذاری (Investment Management) به فرآیند مدیریت یک پرتفوی سرمایهگذاری یا مجموعهای از داراییها گفته میشود. این مدیریت شامل مجموعهای از فعالیتهاست، از جمله:
کلیک ها - 40 Synonyms -
مدیریت سرمایهگذاری,Investment Management |
| مدیریت سود Earnings Management | مدیریت سود استفاده از تکنیک های حسابداری برای تهیه صورتهای مالی است که دیدگاهی بیش از حد مثبت از فعالیتهای تجاری و وضعیت مالی یک شرکت ارائه میدهد. بسیاری از قوانین و اصول حسابداری مستلزم آن است که مدیریت یک شرکت برای پیروی از این اصول قضاوت کند. مدیریت سود از نحوه اعمال قوانین حسابداری بهره میبرد و صورتهای مالی ایجاد میکند که سود را متورم یا هموار میکند.
کلیک ها - 78 Synonyms -
مدیریت سود,Earnings Management |