Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
توقف استخدام Hiring Freeze

توقف استخدام به وضعیتی گفته می‌شود که یک شرکت یا سازمان برای مدتی استخدام نیروی جدید را متوقف می‌کند. این اقدام معمولاً برای کنترل هزینه‌ها انجام می‌شود. دلیل آن می‌تواند مشکلات مالی، رکود اقتصادی، کاهش تقاضا یا حتی ظرفیت مازاد در سازمان باشد.

کلیک ها - 92
Synonyms - توقف استخدام,Hiring Freeze
توقف قطعی Hard Stop

توقف قطعی یک مفهوم در معاملات است که به نقطه‌ای مشخص از قیمت اشاره دارد؛ اگر قیمت دارایی به آن سطح برسد، معامله‌گر بدون هیچ‌گونه تردید یا بررسی بیشتر اقدام به فروش دارایی می‌کند. این تصمیم معمولاً از قبل تعیین شده و غیرقابل تغییر است.

کلیک ها - 110
Synonyms - توقف قطعی,Hard Stop
توقف معاملات (Trading Halt)

توقف معاملات (Trading Halt) به تعلیق موقت خرید و فروش یک اوراق بهادار، مانند سهام یک شرکت، در یک یا چند بورس گفته می‌شود. این توقف معمولاً توسط بورس یا نهادهای نظارتی اعمال می‌شود تا به بازار فرصت داده شود اطلاعات مهم را بررسی کند، از نوسانات شدید جلوگیری شود یا مشکلات فنی برطرف گردد.

کلیک ها - 39
Synonyms - توقف معاملات,Trading Halt
توقیف حقوق یا دارایی Garnishment

توقیف حقوق یا دارایی یک فرآیند قانونی است که به طلبکاران اجازه می‌دهد بدهی‌های پرداخت‌نشده را از طریق شخص ثالث (معمولاً کارفرما یا بانک) دریافت کنند. در این روش، بخشی از درآمد یا موجودی حساب بدهکار برای پرداخت بدهی توقیف می‌شود.

کلیک ها - 115
Synonyms - توقیف حقوق یا دارایی,Garnishment
تولید انبوه Mass Production
تولید انبوه (Mass Production) فرآیندی در تولید است که طی آن مقادیر بسیار زیادی از یک محصول استاندارد و مشابه ساخته می‌شود. این روش معمولاً با استفاده از خطوط مونتاژ، فناوری‌های خودکار، ماشین‌آلات بزرگ، و تقسیم کار تخصصی انجام می‌شود.
کلیک ها - 50
Synonyms - تولید انبوه,Mass Production
تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product

تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product) شاخصی است برای اندازه‌گیری ارزش کل کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در یک کشور طی یک دوره زمانی مشخص (معمولاً یک سال یا یک فصل). این شاخص به عنوان یک «کارت امتیاز جامع» برای سلامت اقتصادی کشور عمل می‌کند.

کلیک ها - 37
Synonyms - تولید ناخالص داخلی,Gross Domestic Product,GDP
تولید ناخالص داخلی اسمی Nominal Gross Domestic Product

تولید ناخالص داخلی اسمی (Nominal Gross Domestic Product) ارزش کل همه کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در یک کشور در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً سه‌ماهه یا سالانه) است که بر اساس قیمت‌های جاری همان دوره محاسبه می‌شود.

کلیک ها - 47
Synonyms - تولید ناخالص داخلی اسمی,Nominal Gross Domestic Product,Nominal GDP