Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
رشد اقتصادی Economic Growth

رشد اقتصادی افزایش تولید کالاها و خدمات اقتصادی در یک دوره نسبت به دوره قبل است. این رشد را می‌توان به صورت اسمی یا واقعی اندازه‌گیری کرد. رشد اقتصادی کل به طور سنتی بر اساس تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) اندازه‌گیری می‌شود، اما گاهی اوقات از معیارهای جایگزین نیز استفاده می‌شود.

کلیک ها - 105
Synonyms - رشد اقتصادی,Economic Growth
رشد با قیمت معقول Growth at a Reasonable Price

رشد با قیمت معقول یا GARP (Growth at a Reasonable Price) یک استراتژی سرمایه‌گذاری در سهام است که تلاش می‌کند اصول سرمایه‌گذاری رشدی و ارزشی را ترکیب کند. سرمایه‌گذاران GARP به دنبال شرکت‌هایی هستند که رشد سودآوری آن‌ها بالاتر از میانگین بازار باشد، اما در عین حال از خرید سهامی با ارزش‌گذاری بسیار بالا اجتناب می‌کنند.

کلیک ها - 80
Synonyms - رشد با قیمت معقول,Growth at a Reasonable Price,GARP
رشد برون‌ زا Exogenous Growth

رشد برون‌ زا، یکی از اصول کلیدی نظریه اقتصادی نئوکلاسیک، بیان می‌کند که رشد اقتصادی توسط پیشرفت فناوری مستقل از نیروهای اقتصادی تقویت می‌شود.

کلیک ها - 158
Synonyms - رشد برون‌ زا,Exogenous Growth
رشد غیر ارگانیک Inorganic Growth
رشد غیرارگانیک به افزایش اندازه یا سهم بازار یک شرکت از طریق ادغام‌ها (Mergers) یا تملک‌ها (Acquisitions) گفته می‌شود، نه از طریق افزایش فعالیت‌های داخلی شرکت.
کلیک ها - 55
Synonyms - رشد غیر ارگانیک,Inorganic Growth
رشد منفی Negative Growth
رشد منفی (Negative Growth) به حالتی گفته می‌شود که فروش یا درآمد یک کسب‌وکار کاهش پیدا کند.
این اصطلاح همچنین برای اشاره به کوچک شدن اقتصاد یک کشور استفاده می‌شود، یعنی زمانی که تولید ناخالص داخلی (GDP) در یک فصل نسبت به فصل قبل کمتر می‌شود.
کلیک ها - 28
Synonyms - رشد منفی,Negative Growth
رشد نمایی Exponential Growth

رشد نمایی الگویی از داده‌ها است که با گذشت زمان افزایش بیشتری را نشان می‌دهد و منحنی یک تابع نمایی را ایجاد می‌کند.

کلیک ها - 138
Synonyms - رشد نمایی,Exponential Growth
رفتار سازمانی Organizational Behavior

رفتار سازمانی (OB) علمی است که بررسی می‌کند افراد و گروه‌ها چگونه در محیط‌های سازمانی با یکدیگر تعامل دارند. این حوزه دانشی به‌طور گسترده در کسب‌وکارها استفاده می‌شود تا عملکرد فردی، عملکرد تیمی و نتایج کلی سازمان بهبود یابد. رفتار سازمانی به‌عنوان یک رشته دانشگاهی، در حوزه‌های مدیریت، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی تدریس و پژوهش می‌شود.

کلیک ها - 9
Synonyms - رفتار سازمانی,Organizational Behavior,OB