کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| تسهیلات وام گردان (Revolving Loan Facility) | تسهیلات وام گردان یا Revolving Loan Facility نوعی تأمین مالی است که به کسبوکارها اجازه میدهد در یک بازه زمانی مشخص، بارها از یک خط اعتباری استفاده کنند، بازپرداخت انجام دهند و مجدداً از همان اعتبار استفاده کنند.
کلیک ها - 32 Synonyms -
تسهیلات وام گردان,Revolving Loan Facility |
| تسهیم یا تخصیص تعدیلشده Proration | Proration (پریشن) به فرآیندی گفته میشود که در آن، زمانی که منابع یک شرکت (مثل پول نقد یا سهام) برای برآورده کردن کامل درخواست همه سهامداران کافی نیست، این منابع بهصورت منصفانه و تعدیلشده بین آنها تقسیم میشود.
کلیک ها - 40 Synonyms -
تسهیم تعدیلشده,تخصیص تعدیلشده,Proration |
| تسویه Defeasance | تسویه Defeasance فسخ قراردادی است که زمانی که وام گیرنده وجه نقد یا اوراق قرضه را به اندازه کافی برای پرداخت بدهی کنار بگذارد، اوراق قرضه یا وام را در ترازنامه باطل می کند. وام گیرنده پول نقد را برای پرداخت اوراق قرضه کنار می گذارد. بنابراین بدهی معوق و وجه نقد یکدیگر را در ترازنامه جبران می کنند و نیازی به ثبت ندارند.
کلیک ها - 170 Synonyms -
تسویه,Defeasance |
| تسویه خالص Net Settlement | تسویه خالص (Net Settlement) یک فرآیند در سیستم بانکی و مالی است که طی آن تمام تراکنشهای انجامشده در طول یک روز کاری، مانند انتقال وجه، چکها و پرداختهای الکترونیکی، در پایان روز با یکدیگر تجمیع و نهایی میشوند.
کلیک ها - 58 Synonyms -
تسویه خالص,Net Settlement |
| تسویه ناخالص آنی (RTGS) | تسویه ناخالص آنی (Real-Time Gross Settlement یا RTGS) یک سیستم بانکی است که امکان انتقال فوری و مستقیم وجوه بین بانکها را فراهم میکند. در این سیستم، هر تراکنش بهصورت تکی و در همان لحظه پردازش و نهایی میشود.
کلیک ها - 78 Synonyms -
تسویه ناخالص آنی,RTGS,Real-Time Gross Settlement |
| تسویه ویاتیکال (Viatical Settlement) | تسویه ویاتیکال یا Viatical Settlement یک معامله مالی است که در آن دارنده یک بیمهنامه عمر، بیمه خود را با مبلغی کمتر از ارزش نهایی بیمه (Face Value) اما بیشتر از ارزش بازخرید نقدی آن، به فرد یا شرکت سرمایهگذار میفروشد و در مقابل، مبلغی نقدی و یکجا دریافت میکند.
کلیک ها - 12 Synonyms -
تسویه ویاتیکال,Viatical Settlement |
| تسویه یا پاکسازی Clearing | تسویه روشی است که توسط آن معاملات مالی تسویه می شود. یعنی انتقال صحیح و به موقع وجوه به فروشنده و اوراق بهادار به خریدار. اغلب با تسویه حساب، یک سازمان تخصصی به عنوان واسطه عمل می کند و نقش خریدار و فروشنده ضمنی را برای تطبیق سفارشات بین طرفین معامله بر عهده می گیرد.
کلیک ها - 200 Synonyms -
تسویه یا پاکسازی,Clearing |