Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه های اکتساب معوق Deferred Acquisition Costs

"هزینه های تحصیل معوق" یا "هزینه های اکتساب معوق" یک روش حسابداری است که در صنعت بیمه قابل استفاده است. استفاده از روش DAC به شرکت اجازه می دهد تا هزینه های فروش مربوط به جذب مشتری جدید را در مدت قرارداد بیمه به تعویق بیاندازد.

کلیک ها - 512
Synonyms - هزینه های اکتساب معوق,Deferred Acquisition Costs,هزینه های تحصیل معوق,DAC
هزینه جذب Absorption Costing

هزینه یابی جذبی که گاهی اوقات "هزینه یابی کامل" نامیده می شود، یک روش حسابداری مدیریتی برای جمع آوری تمام هزینه های مرتبط با ساخت یک محصول خاص است. کلیه هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مانند هزینه مستقیم مواد، نیروی کار مستقیم، اجاره و بیمه هنگام استفاده از این روش محاسبه می شود.

کلیک ها - 430
Synonyms - هزینه جذب,Absorption Costing
هزینه و حمل و نقل Cost and Freight

هزینه و حمل و نقل (CFR) یک اصطلاح حقوقی است که در قراردادهای تجارت خارجی استفاده می شود. در قراردادی که تعیین می‌کند فروش، هزینه و کرایه است، فروشنده موظف است ترتیب حمل و نقل کالا از طریق دریا تا بندر مقصد را بدهد و مدارک لازم را برای دریافت آن از متصدی حمل‌ونقل در اختیار خریدار قرار دهد.

کلیک ها - 271
Synonyms - هزینه و حمل و نقل,Cost and Freight,CFR
هزینه‌های پرداخت از جیب Out‑of‑Pocket Expenses

هزینه‌های پرداخت از جیب به مخارجی گفته می‌شود که فرد باید مستقیماً و از منابع شخصی خود پرداخت کند؛ چه در زندگی روزمره و چه در محیط کار یا درمان. این هزینه‌ها ممکن است بعداً بازپرداخت شوند (مثلاً هزینه‌های کاری)، یا اصلاً قابل بازپرداخت نباشند (مانند برخی هزینه‌های درمانی).

کلیک ها - 99
Synonyms - هزینه‌های پرداخت از جیب,Out‑of‑Pocket Expenses
هزینه غیرنقدی Non‑Cash Charge

هزینه غیرنقدی (Non‑Cash Charge) به هزینه‌ای در حسابداری گفته می‌شود که در صورت سود و زیان ثبت می‌شود اما هیچ خروج وجه نقد واقعی در همان دوره ایجاد نمی‌کند. هدف از ثبت این هزینه‌ها، نمایش دقیق‌تر ارزش اقتصادی دارایی‌ها و هزینه‌های واقعی کسب‌وکار در طول زمان است؛ مطابق با اصول حسابداری تعهدی (Accrual Accounting).

کلیک ها - 153
Synonyms - هزینه غیرنقدی,Non‑Cash Charge
هزینه عملیاتی Operating Expense

هزینه عملیاتی به مخارجی گفته می‌شود که یک کسب‌وکار در نتیجه انجام فعالیت‌های عادی و روزمره خود متحمل می‌شود. این هزینه‌ها مستقیماً برای ایجاد درآمد و ادامه فعالیت شرکت ضروری هستند و با هزینه‌های سرمایه‌ای (Capital Expenses) و هزینه‌های غیرعملیاتی تفاوت دارند.

کلیک ها - 96
Synonyms - هزینه عملیاتی,Operating Expense
هولد Hold

«هولد» یک توصیه تحلیلی است که به سرمایه‌گذاران پیشنهاد می‌کند نه سهام موردنظر را بخرند و نه بفروشند. به‌طور معمول، شرکتی که توصیه هولد دریافت می‌کند، انتظار می‌رود عملکردی مشابه بازار یا هم‌سطح با شرکت‌های مشابه داشته باشد.

کلیک ها - 152
Synonyms - هولد,Hold