کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| هزینه غیرعملیاتی Non‑Operating Expense | هزینه غیرعملیاتی یا Non‑Operating Expense به هزینههایی گفته میشود که ارتباط مستقیمی با فعالیتها و عملیات اصلی یک کسبوکار ندارند. این هزینهها از فعالیتهای جانبی، تأمین مالی یا رویدادهای غیرمعمول ناشی میشوند و بخشی از فرآیند تولید کالا یا ارائه خدمات نیستند.
کلیک ها - 47 Synonyms -
هزینه غیرعملیاتی,Non‑Operating Expense |
| هزینه غیرنقدی Non‑Cash Charge | هزینه غیرنقدی (Non‑Cash Charge) به هزینهای در حسابداری گفته میشود که در صورت سود و زیان ثبت میشود اما هیچ خروج وجه نقد واقعی در همان دوره ایجاد نمیکند. هدف از ثبت این هزینهها، نمایش دقیقتر ارزش اقتصادی داراییها و هزینههای واقعی کسبوکار در طول زمان است؛ مطابق با اصول حسابداری تعهدی (Accrual Accounting).
کلیک ها - 88 Synonyms -
هزینه غیرنقدی,Non‑Cash Charge |
| هزینه فرصت Opportunity Cost | هزینه فرصت (Opportunity Cost) به ارزش یا منفعتی گفته میشود که با انتخاب یک گزینه، از بهترین گزینهی بعدی صرفنظر میکنیم. بهعبارت سادهتر، وقتی بین دو یا چند انتخاب تصمیم میگیریم، هزینه فرصت همان چیزی است که میتوانستیم بهدست بیاوریم اما آن را قربانی کردهایم.
کلیک ها - 47 Synonyms -
هزینه فرصت,Opportunity Cost |
| هزینه کاربری (User Fee) | هزینه کاربری (User Fee) مبلغی است که افراد یا شرکتها برای دسترسی به یک خدمت، تسهیلات یا امکان خاص پرداخت میکنند. این هزینه در ازای استفاده مستقیم از یک خدمت دریافت میشود و با مالیات که معمولاً برای تأمین مخارج عمومی دولت اخذ میشود، تفاوت دارد.
کلیک ها - 13 Synonyms -
هزینه کاربری,User Fee |
| هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership یا TCO) | هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership - TCO) مفهومی مالی و مدیریتی است که مجموع هزینههای مرتبط با خرید، استفاده، نگهداری و در نهایت کنار گذاشتن یا جایگزینی یک دارایی را در طول عمر مفید آن محاسبه میکند.
کلیک ها - 88 Synonyms -
هزینه کل مالکیت,Total Cost of Ownership,TCO |
| هزینه مالی Finance Charge | هزینه مالی، هزینهای است که برای استفاده از اعتبار یا تمدید اعتبار موجود دریافت میشود. این هزینه می تواند یک هزینه ثابت یا درصدی از وام ها باشد که رایجترین آن هزینههای مالی مبتنی بر درصد است. هزینه مالی اغلب یک هزینه تجمیعی است، از جمله هزینه نگهداری بدهی به همراه هرگونه هزینه تراکنش مرتبط، هزینههای نگهداری حساب یا هزینههای دیرکرد که توسط وامدهنده دریافت میشود.
کلیک ها - 396 Synonyms -
هزینه مالی,Finance Charge |
| هزینه مالیاتی (Tax Expense) | هزینه مالیاتی (Tax Expense) به مجموع مالیاتی گفته میشود که یک فرد، شرکت یا هر نهاد اقتصادی باید در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً یک سال مالی) به دولت پرداخت کند. این مالیات میتواند به سطوح مختلف حکومتی مثل فدرال، ایالتی یا محلی تعلق داشته باشد.
کلیک ها - 29 Synonyms -
هزینه مالیاتی,Tax Expense |