Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نسبت‌های سودآوری Profitability Ratios

نسبت‌های سودآوری مجموعه‌ای از شاخص‌های مالی هستند که برای ارزیابی توانایی یک شرکت در ایجاد سود در طول زمان استفاده می‌شوند. این نسبت‌ها میزان سودآوری کسب‌وکار را نسبت به عوامل مختلفی مانند فروش، هزینه‌ها، دارایی‌ها و حقوق صاحبان سهام بررسی می‌کنند.

کلیک ها - 53
Synonyms - نسبت‌های سودآوری,Profitability Ratios
نسبت‌های نقدشوندگی Liquidity Ratios
نسبت‌های نقدشوندگی مجموعه‌ای از شاخص‌های مالی هستند که توانایی یک شرکت را برای پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت اندازه‌گیری می‌کنند.
این نسبت‌ها نشان می‌دهند شرکت چقدر می‌تواند از دارایی‌های جاری و نقدشونده خود برای پرداخت تعهدات نزدیک استفاده کند.
کلیک ها - 70
Synonyms - نسبت‌های نقدشوندگی,Liquidity Ratios
نسخه یا نمونه اولیه Prototype

نسخه یا نمونه اولیه: یک نسخه کار ساده از یک نرم افزار.

کلیک ها - 637
Synonyms - نسخه یا نمونه اولیه,Prototype
نسل X Generation

نسل X به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که پس از نسل انفجار جمعیت (Baby Boomers) و پیش از نسل هزاره (Millennials یا نسل Y) متولد شده‌اند. سال‌های دقیق تولد این نسل ممکن است بسته به منابع مختلف کمی متفاوت باشد، اما معمولاً بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ در نظر گرفته می‌شود.

کلیک ها - 167
Synonyms - نسل X,Generation X
نسل بزرگ (Greatest Generation)

اصطلاح «نسل بزرگ» (The Greatest Generation) به گروهی از آمریکایی‌ها اشاره دارد که دوران کودکی و جوانی خود را در زمان رکود بزرگ اقتصادی (Great Depression) سپری کردند و بعدها در جنگ جهانی دوم (World War II) حضور یافتند یا از طریق کار و تولیدات صنعتی به پیروزی آمریکا و متحدانش در این جنگ کمک کردند.

کلیک ها - 31
Synonyms - نسل بزرگ,Greatest Generation
نسل هزاره Millennials
نسل هزاره یا Millennials به نسلی گفته می‌شود که در آغاز هزاره سوم میلادی به سن جوانی رسیدند.
آن‌ها نخستین نسلی هستند که از بدو تولد در جهان دیجیتال رشد کردند و به همین دلیل، «دیجیتال نیتیو» یا بومی دیجیتال شناخته می‌شوند.
کلیک ها - 55
Synonyms - نسل هزاره,Millennials
نشانگر داده Data marker

نشانگر داده: یک خط، ناحیه، نقطه، برش یا نمادهای دیگر در نمودار که نشان دهنده یک نقطه یا مقدار داده واحد است که از یک سلول صفحه داده سرچشمه می گیرد. نشانگرهای داده مرتبط در نمودار یک سری داده را تشکیل می دهند.

کلیک ها - 341
Synonyms - نشانگر داده,Data marker