Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مواجهه ناخالص Gross Exposure

مواجهه ناخالص به میزان کل سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق یا سرمایه‌گذار اشاره دارد، بدون در نظر گرفتن جهت سرمایه‌گذاری (خرید یا فروش). این شاخص شامل مجموع ارزش موقعیت‌های خرید (Long) و فروش (Short) است و می‌تواند به صورت مقدار دلاری یا درصدی از سرمایه بیان شود.

کلیک ها - 105
Synonyms - مواجهه ناخالص,Gross Exposure
مقدار p Probability Value

مقدار p (یا Probability Value) عددی آماری است که نشان می‌دهد احتمال مشاهده نتایج به‌دست‌آمده (یا نتایجی شدیدتر از آن)، در صورتی که فرض صفر (Null Hypothesis) درست باشد، چقدر است.

کلیک ها - 69
Synonyms - مقدار p,Probability Value,P‑Value
مسئولیت دم‌بلند Long-Tail Liability

«مسئولیت دم‌بلند» نوعی مسئولیت حقوقی یا بیمه‌ای است که دوره رسیدگی و تسویه بسیار طولانی دارد.
این نوع مسئولیت‌ها معمولاً شامل پرونده‌هایی می‌شوند که:

  • زمان زیادی طول می‌کشد تا خسارت‌ها مشخص و نهایی شوند
  • ممکن است برای سال‌ها گزارش نهایی یا ادعای رسمی (Claim) ثبت نشود
  • اغلب شامل خسارت‌های سنگین و پیچیده است
کلیک ها - 60
Synonyms - مسئولیت دم‌بلند,Long-Tail Liability
مدیر کل General Manager

مدیر کل یا General Manager (GM) فردی است که مسئولیت کلی مدیریت عملیات یک بخش، شعبه یا واحد تجاری را بر عهده دارد. او در سلسله‌مراتب سازمانی بالای کارکنان و مدیران میانی قرار دارد اما زیر مدیران ارشد اجرایی (مانند CEO یا COO) است.

کلیک ها - 131
Synonyms - مدیر کل,General Manager,GM
مظنه معامله (Quote)

در بازارهای مالی، Quote یا «مظنه معامله» به آخرین قیمتی گفته می‌شود که خریدار و فروشنده روی آن توافق کرده و معامله انجام شده است. این قیمت نشان‌دهنده آخرین فعالیت واقعی بازار است و برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

کلیک ها - 85
Synonyms - مظنه معامله,Quote
مالیات تکلیفی (Withholding Tax)

مالیات تکلیفی (Withholding Tax) مالیاتی است که کارفرما پیش از پرداخت حقوق به کارکنان، بخشی از دستمزد ناخالص آن‌ها را کسر کرده و مستقیماً به دولت یا سازمان مالیاتی پرداخت می‌کند.

کلیک ها - 4
Synonyms - مالیات تکلیفی,Withholding Tax
منطقه ویژه اقتصادی (Special Economic Zone - SEZ)

منطقه ویژه اقتصادی (SEZ) ناحیه‌ای مشخص در داخل یک کشور است که با قوانین و مقررات متفاوت و آسان‌تر اقتصادی اداره می‌شود تا رشد اقتصادی را افزایش دهد و سرمایه‌گذاری را جذب کند.

کلیک ها - 67
Synonyms - منطقه ویژه اقتصادی,Special Economic Zone,SEZ