Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مالیه بین‌الملل International Finance

مالیه بین‌الملل (International Finance) یا اقتصاد کلان بین‌المللی شاخه‌ای از علم اقتصاد و مالی است که به بررسی روابط مالی و دینامیک‌های پولی بین کشورها می‌پردازد. این حوزه به دلیل جهانی‌شدن اقتصاد اهمیت زیادی دارد.

کلیک ها - 182
Synonyms - مالیه بین‌الملل,International Finance
منطقه توافق احتمالی (ZOPA)

منطقه توافق احتمالی یا ZOPA (Zone of Possible Agreement) محدوده‌ای در مذاکره است که در آن دو یا چند طرف می‌توانند بر سر یک موضوع به توافق برسند. این محدوده زمانی شکل می‌گیرد که خواسته‌ها، انتظارات و اهداف طرفین تا حدی با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.

کلیک ها - 44
Synonyms - منطقه توافق احتمالی,ZOPA,Zone of Possible Agreement
مقررات O (Regulation O)

«Regulation O» یا رگولیشن O مجموعه‌ای از قوانین فدرال در آمریکا است که توسط Federal Reserve تدوین شده و نحوه ارائه اعتبار و وام از سوی بانک‌ها به افراد داخلی (Insiders) را کنترل می‌کند.

کلیک ها - 62
Synonyms - مقررات O,Regulation O
مدل Heath-Jarrow-Morton

مدل Heath-Jarrow-Morton یا به اختصار مدل HJM یک چارچوب ریاضی برای مدل‌سازی نرخ‌های بهره آتی (Forward Rates) است. این مدل به تحلیل ساختار زمانی نرخ‌های بهره کمک می‌کند تا بتوان قیمت اوراق بهادار حساس به نرخ بهره مانند اوراق قرضه یا قراردادهای سوآپ را به‌درستی محاسبه کرد.

کلیک ها - 104
Synonyms - مدل Heath-Jarrow-Morton,Heath-Jarrow-Morton,HJM
مدیر ارشد فناوری Chief Technology Officer

مدیر ارشد فناوری (CTO) مسئول اجرایی نیازهای فناورانه سازمان و همچنین تحقیق و توسعه آن (R&D) است. این فرد که به عنوان یک مدیر ارشد فنی نیز شناخته می شود، نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت یک سازمان را بررسی می کند و از سرمایه برای انجام سرمایه گذاری های طراحی شده برای کمک به سازمان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند.

کلیک ها - 451
Synonyms - مدیر ارشد فناوری,Chief Technology Officer,CTO
مفهوم Incumbent
واژه Incumbent به فردی اطلاق می‌شود که در حال حاضر یک سمت یا مسئولیت مشخص را در یک سازمان، شرکت یا نهاد دولتی بر عهده دارد. این فرد موظف است وظایف مرتبط با آن جایگاه را انجام دهد.
کلیک ها - 134
Synonyms - مفهوم Incumbent,Incumbent
مدل مسئولیت اجتماعی شرکتی CSR

مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) یک مدل کسب و کار خود تنظیمی است که به یک شرکت کمک می کند تا از نظر اجتماعی نسبت به خود، ذینفعان و مردم پاسخگو باشد.

کلیک ها - 342
Synonyms - مدل مسئولیت اجتماعی شرکتی,CSR,Corporate social responsibility