Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
معاملات با فرکانس بالا (High-Frequency Trading یا HFT)

معاملات با فرکانس بالا (HFT) نوعی روش پیشرفته معامله‌گری در بازارهای مالی است که با استفاده از رایانه‌های بسیار قدرتمند، الگوریتم‌های پیچیده و شبکه‌های ارتباطی فوق‌سریع، تعداد بسیار زیادی سفارش خرید و فروش را در کسری از ثانیه اجرا می‌کند.

کلیک ها - 18
Synonyms - معاملات با فرکانس بالا,High-Frequency Trading,HFT
محافظه کاری حسابداری Accounting Conservatism

محافظه کاری حسابداری مجموعه ای از دستورالعمل های حسابداری است که قبل از اینکه شرکت بتواند ادعای قانونی برای هر گونه سودی داشته باشد، مستلزم درجه بالایی از تأیید است.

کلیک ها - 514
Synonyms - محافظه کاری حسابداری,Accounting Conservatism
مدل مرتون Merton Model
مدل مرتون (Merton Model) که در سال ۱۹۷۴ توسط اقتصاددان برجسته رابرت سی. مرتون ارائه شد، یکی از مهم‌ترین ابزارهای ریسک اعتباری ساختاری (Structural Credit Risk Models) است.
کلیک ها - 72
Synonyms - مدل مرتون,Merton Model
موسسه مالی (FI) Financial Institution

موسسه مالی (FI) شرکتی است که در زمینه معاملات مالی و پولی مانند سپرده‌ها، وام‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و صرافی‌ها فعالیت می‌کند. موسسات مالی شامل طیف گسترده‌ای از عملیات تجاری در بخش خدمات مالی، از جمله بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های کارگزاری و دلالان سرمایه‌گذاری هستند.

کلیک ها - 177
Synonyms - موسسه مالی (FI),Financial Institution,FI
میانگین متحرک نمایی دوگانه Double Exponential Moving Average

میانگین متحرک نمایی دوگانه (DEMA) یک شاخص تکنیکال است که برای کاهش تأخیر در نتایج تولید شده توسط میانگین متحرک سنتی طراحی شده است. معامله‌گران تکنیکال از آن برای کاهش میزان "نویز" که می‌تواند حرکات نمودار قیمت را تحریف کند، استفاده می‌کنند.

کلیک ها - 360
Synonyms - میانگین متحرک نمایی دوگانه,Double Exponential Moving Average,DEMA
مسابقه به سوی قعر Race to the Bottom

«مسابقه به سوی قعر» (Race to the Bottom) به وضعیتی رقابتی گفته می‌شود که در آن یک شرکت، ایالت یا کشور تلاش می‌کند با پایین‌تر آوردن قیمت‌ها از رقبا پیشی بگیرد؛ اما این کار را با کاهش کیفیت، نادیده‌گرفتن استانداردهای ایمنی یا حقوق کارگران، و حتی دور زدن قوانین انجام می‌دهد.

کلیک ها - 71
Synonyms - مسابقه به سوی قعر,Race to the Bottom
محدوده قیمتی (Range)

«محدوده قیمتی» یا «رِنج» (Range) در بازارهای مالی به بازه‌ای گفته می‌شود که قیمت یک دارایی (مثل سهام، ارز یا رمزارز) در یک دوره زمانی مشخص، بین یک سقف (بیشترین قیمت) و یک کف (کمترین قیمت) نوسان می‌کند.

کلیک ها - 48
Synonyms - محدوده قیمتی,Range